استراتژی حرکت
-اگر ۱۰۰ بار از یک مسیر حرکت کنی، ۱۰۰ بار به همان مقصد قبلی خواهی رسید.
اگر نتیجه بهتر میخواهی باید «مسیر حرکت» خودت را تغییر دهی و در «مسیر دیگری» حرکت کنی.
در درس قبل توضیح دادیم که باید «دوست داشتن» و «دوست نداشتن» خودت را در «جدول حرکت» خودت یادداشت کنی و هر روز و هر شب خودت را بررسی کنی تا بتوانی «تصمیمات مهم خودت» را در زندگی جاری کنی. اگر نمیتوانی یک خواسته مشخص را در زندگی خودت عملی کنی، باید در «دفتر خودت» یک استراتژی جدید برای حرکت طراحی کنی. به عنوان مثال اگر نمیتوانی «صبح زود» از خواب بیدار شوی باید طرح جدیدی برای «خواب شب» برنامهریزی کنی. نداریم هیچ انسان موفقی که «سحر خیز» نباشد!
| دوست دارم | دوست ندارم |
| ۱.صبح زود بیدار شوم | ۱.نباید عصبانی شوم |
| ۲.هر روز یک ساعت مطالعه | ۲.نباید با شتاب غذا بخورم |
| ۳.هر روز نیم ساعت ورزش | ۳.نباید زیاد حرف بزنم |
| … | … |
| … | … |
اگر یک روز نتوانستی «ستون راست» را «انجام» دهی یا «ستون چپ» را «ترک» کنی باید دلیل این شکست را برای خودت یادداشت کنی و باید یک استراتژی خوب برای پیروزی در روزهای آینده برای خودت بنویسی. اگر این هفته هم مثل هفتههای قبل عمل کنی همان نتایج هفتههای قبل تکرار خواهد شد. به عنوان مثال اگر چند بار با خودت تصمیم گرفتی حداکثر روزی یک ساعت از اینستاگرام استفاده کنی و چند هفته گذشت و نتوانستی این تصمیم مهم خودت را عملی کنی باید برای مدتی هم که شده اینستاگرام را از گوشی حذف کنی. چاره دیگری نیست! مگر نه اینکه چند هفته است مدام تصمیم میگیری استفاده از گوشی را حداقل کنی و نمیتوانی! باید چارهای فکر کنی. باید استراتژی حرکت برای خودت اتخاذ کنی. باید یک راهکار عملی برای خودت فکر کنی. مثال زیر را با دقت مطالعه فرمایید:
مثالها کاملا واقعی هستند که از «دفتر تفکر و تذکر» شرکت کنندگان در کلاس حضوری اینجا وارد شده است.
مثال : تفکر و تذکر : وقتی بچهها هستند از گوشی استفاده نکن!
چند روز بود مراقبه من و اوضاع کنترل خودم خیلی خوب پیش می رفت. هفته قبل ۴ روز از خودم راضی بودم و این هفته هم شنبه و یکشنبه راضی بودم. شبها به راحتی بیدار میشدم و مطالعه میکردم و خلاصه اینکه همه چیز داشت خوب پیش میرفت. دوشنبه شب نشسته بودم روی مبل همه چیز خوب بود و گوشی را چک می کردم. اخبار جنگ و… بچهها آمدند چیزی به من گفتند که نفهمیدم و بعد یکدفعه عصبانی شدم! قبلا هم تجربه داشتم وقتی گوشی را نگاه میکنم و زمان و مکان من از خانه و در حضور بچه ها بودن منحرف می شود در چنین شرایطی وقتی کسی به من حرفی می گفت یا چیزی می خواست سریع عصبانی میشدم! چون انسان میخواهد با تمرکز برود آن اخبار را ببیند که چه خبر است و در فضا و زمان آن خبر قرار بگیرد و حالا اگر کسی او را از آن حال در بیاورد و به زندگی اینجا توجه بدهد ممکن است طرف متکثر شود و به هم بریزد. برای همین تصمیم گرفته بودم در محیط خانه و هنگامی که با بچه ها هستم از گوشی استفاده نکنم. همین عصبانی شدن و داد و بیدادی که سر بچهها راه انداختم باعث شد تا آخر هفته همه برنامه ها به هم بریزد و هفتهای که با ۲ روز مثبت شروع شده بود تا آخر هفته کامل خراب شد و همه روز از برنامه ماندم! در مراقبه دائمی باش یعنی اینکه حواست صد در صد باشد یک رفتار اشتباه یا خشم و داد و بی داد کل آن هفته را خراب می کند و علاوه بر اینکه کلی به جسم آسیب می زند و این حرص خوردن ها و خشم و عصبانیت دارد بدن تو را و جسم تو را ویران می کند!
چند هفته بعد …
امروز دوباره خونه مامانم اومده بودیم و من در حین انجام کارها و ارتباط با بچه ها و اهل خانه گوشی را هم چک میکردم و کاملا وجودم تحت تاثیر بحث گروه بود و خیلی زود عصبانی شدم و دوباره این بچه بدبخت را کتک زدم! از خودم بدم آمد! چقدر من پست و کثافت هستم!! باورم نمیشود من بچه سه ساله را کتک زده باشم!! این قانون محکم و ۱۰۰٪ من است. یا باید از گروه بیام بیرون و فقط از طریق کانال درس ها را دنبال کنم و یا اگر در گروه هستم نباید در حین ارتباط با بچهها حتی یک بار هم گوشی را چک کنم. قبلا هم قانون من این بود: ۸ شب تا ۸ صبح گوشی خاموش باشد. آیا قانون خودت را نقض میکنی!؟ مگر نگفتی وقتی بچه ها دور و بر ما هستند نباید از گوشی استفاده کنیم و باید بروم توی اتاق درب را ببند و… حالا خودت قانون خودت را نقض کردی و باعث شد طفل معصوم را کتک بزنی!!! دکتر هم گفته بود انگشتان و چشم ها و حالت نشستن و خم شدن روی گوشی برای من مناسب نیست و باید استفاده از گوشی را حداقل کنم. این گروه و بگو مگوی بچههای گروه آیا استفاده حداقلی از گوشی است؟! نباید گوشی را در حین انجام کارها چک کنم مگر وقتی تنها هستم و بچه ها نیستند. شاید بهتر باشد یک زمان مشخص در شبانه روز در گروه بروم و با کامپیوتر در گروه بروم. اگر بخواهم مثل این یک هفته گذشته مدام گوشی را چک کنم اصلا امکان ادامه این روش را ندارم. آن همه پراکندگی ذهنی که برای من ایجاد میکند باعث میشود به هیچ کار دیگری نتوانم توجه کنم و در عین حال که چشم و انگشت و شانه ها و… کارهای خانه میماند و نمیتوانم به درس و مشق بچهها رسیدگی کنم. بنابراین این را قبلا هم تجربه کردهام یا باید بتوانم در زمان مشخص از طریق کامپیوتر گروه را دنبال کنم و یا اینکه باید گروه را ترک کنم و از طریق همان کانال مطالب را دنبال کنم. یک هفته تلاش می کنم اگر نتوانستم چک کردن گوشی را ترک کنم باید از گروه بیایم بیرون. اگر می خواهی همچنان در گروه باشی نباید در خانه وقتی بچه ها هستند دست به گوشی بزنی! فقط از طریق کامپیوتر…
دو ماه بعد…
مسلم است که با این شرایط من امکان بودن در گروه نیست!
نمیشود در گروه باشم و در ساعت مشخص از کامپیوتر گروه را کنترل کنم! بنابراین با وجودی که بودن در گروه مزایایی دارد و در این شرایطی ارتباط با دیگران خوب است ولی چون از کارهای مهمتر خانه و بچه ها میمانم بهتر است گروه را ترک کنم.
چند هفته بعد…
خانه عاطفه که بودم کتاب کهکشان نیستی را شروع کردم و خیلی خوب پیش میرفتم که آن خانم «ناشناس» آمد توی دایرکت و آن سوال مسخره را پرسید و چند هفته از مسیر اصلی فکر خودم خارج شدم تا جواب او را بدهم!! جوابش را دادم ولی از مسیر اصلی مطالعاتی که تازه شروع کرده بودم و میخواستم تا آخر شهریور کتاب را تمام کنم کامل خارج شدم! تا دوباره به خودم بیایم که چه کار میکردم و کجا بودم چند هفته گذشت و یکدفعه شرایط دیگری پیش آمد و از جای دیگری سر در آوردم! چند ماه بعد شنیدن جلسات استاد را شروع کرده بودم که این دختره وسط کار آمد از حرف سیاسی زد و دوباره چند هفته مشغول او شدم و کامل از مسیر اصلی خارج شدم. اینها آیا همان دزدان و رهزنان نیستند که تو باید با آنها مبارزه کنی و اجازه ندهی تو را مشغول خودشان کنند؟! امروز صبح شنبه با چه انرژی شروع به کار کردم و این دختر باز آمد تو دایرکت من و یک پیغام داده که سال دیگر تابستان جمهوری اسلامی دیگر نیست و چرندیات دیگر…بهش گفتم اون خل و چل های اونطرفی هم چهل سال است همین حرف تو را میگویند و… درست است که میتوانی جواب او را بدهی و از روی دلسوزی هم جواب میدهی ولی همین جواب دادن اول اینکه ۲ ساعت وقت تو را تلف کرد و بعد هم تو میخواهی گفتگوی خودت را با او با منطق و دلیل پیش ببری خوب میدانی که این دختر چطور تحت تاثیر دروغگو های خود کم بین اونطرفی هست و باید براش وقت صرف کنم و خلاصه اینکه از مسیر اصلی دور میافتم! میتوانستی امروز دو فصل کتاب را تمام کنی ولی کلا از مسیر دور افتادی و علاوه بر اینکه حال تو دگرگون شد و بعد مدام حرف این دختر توی ذهنم بود و نمیتوانستم خودم را متمرکز کنم… تا دوباره حال خودت را مناسب کار کنی کلی زمان از تو میگیرد. فرض کنیم نشستی و جواب او را هم کامل دادی به چه دردی میخورد؟! باید این ارتباطات متفرقه را تمام کنی و تمرکز کنی روی مسیر اصلی خودت و کتاب را تمام کنی. مگر استاد نگفت ارتباط غیر ضروری با هیچکس ایجاد نکنید! همه اینها محقق نمیشود مگر اینکه اینستاگرام را از روی گوشی حذف کنم! در چند ماه قبل مدام با خودم تاکید کرده بودم که نباید در زمان هایی که در خانه هستم و در بین راه و بیرون و… گوشی را چک کنم ولی نتوانستم این تصمیم مهم خودم را عملی کنم. برای همین امروز اینستاگرام را از گوشی حذف کردم تا دیگر این رهزن ها و دزدان وقت مزاحمت ایجاد نکنند. امیدوارم بدون گوشی و بدون مدام چک کردن گوشی آرامش من بیشتر شود تا بتوانم کار اصلی که باید انجام بدهم را به پیش ببرم ان شاء الله.
چند ماه بعد…
اکنون چند ماه است به این نتیجه قطعی رسیدهام که نگاه کردن گوشی در خانه و در حین انجام کارها و در طول روز برای من بزرگترین خسارت است و از همه کارها باز میمانم! از طرفی در این چند ماه با وجودی که اینهمه خسارت به من وارد شد ولی همچنان نتوانستم نگاه کردن به گوشی را ترک کنم! پس باید برنامه تلگرام و اینستاگرام را از روی گوشی حذف کنم و فقط در کامپیوتر باشد. چون من نمی توانم نگاه کردن به گوشی را ترک کنم. از همه کارها و برنامه هایم عقب می مانم و در عین حال که دست ها و چشم و شانه ها و گردن من را خسته می کند و من برای سلامتی جسم و مراقبت از چشم و عضلات گردن و شانه و انگشتان باید برنامه تلگرام و اینستاگرام را از روی گوشی حذف کنم.
گفتگو با خود
در مثال بالا مشاهده کردیم که چطور یک «مسافر» در کلاس «مسیر بازگشت» با خودش گفتگو میکند و هر بار «مسیر حرکت» خودش را تغییر میدهد تا بتواند به نتیجه مطلوب برسد. باید ارتباط با دیگران را حداقل کنید و باید حداکثر ارتباط با خودتان و گفتگو با خودتان برقرار کنید. هیچکس چون شما خبر از شرایط و حالات و احوال شما ندارد و خودتان بهتر از هر کس دیگری میتوانید مشکلات خودتان را حل کنید و به داد خودتان برسید. پس هر چه زودتر به داد خودتان برسید و
ارتباط با دیگران را حداقل کنید
گفتگو با خودتان را شروع کنید
تک تک سلولهای تو عزیزم نسبت به خوب و بد شما آگاه هستند.
کوچکترین خطا در مسیر زندگی شما «آه و فغان» همه ذرات وجود شما را به هوا بلند میکند.
«گفتگو با خودتان» را «شروع» کنید و هر «ارتباط غیر ضروری» را «تمام» کنید و «قلم و کاغذ» در دست بگیرید و شیرجه بزنید درون خودتان تا بشنوید حرف ۳۷ هزار میلیارد سلول وجود را و تا بشنوید هدایت اعضای وجودتان را که آنها با شما حرف دارند. سفر به «اعماق وجود» خودتان را تجربه کنید. اینجا پاسخ همه سوالها هست. باید با «دفتر خودتان» وقت صرف کنید و «اعجاز قلم» را مشاهده کنید.
حرکت گام به گام
یک به یک به سوی اهداف خودتان پیش بروید.
به عنوان مثال یک مورد که از همه مهمتر است از ستون سمت راست انتخاب کنید و یک مورد ضروری را از ستون سمت چپ انتخاب کنید و روی این دو مورد تمرکز کنید. به عنوان مثال «صبح زود» بیدار شدن و «کنترل خشم» را خیلی جدی تصمیم بگیرید و با همه توان خودتان به سمت تحقق این دو مهم پیش بروید. در حقیقت اگر بتوانید صبح زود بیدار شوید که لازمه آن است که شب هم زود بخوابید در این صورت به بسیاری از اهداف دیگر خودتان میتوانید دست پیدا کنید. پزشکی میگفت ۱ ساعت خواب قبل از ۱۲ شب به اندازه ۳ ساعت خواب پس از ۱۲ شب ارزش دارد و بسیار عالی و سریع مغز و دیگر اعضای بدن را بازسازی میکند. وقتی صبح یکی دو ساعت زودتر از دیگران بیدار شوید به همه کارهای خودتان میرسید. بنابراین همین مورد سحر خیزی یا هر مورد دیگری که خودتان صلاح میدانید را انتخاب کنید و روی آن تمرکز کنید. پس از اینکه هفت هفته هفت هفت شدید سحرخیزی دیگر برای شما ساده است و میتوانید کار روی مورد بعدی در لیست خودتان را شروع کنید.
گاهی انسان در زمان برنامه ریزی خیلی ایدهآل فکر میکند و بعدا نمیتواند به برنامه خودش عمل کند! دقت کنید در ابتدا زیاد به خودتان سخت نگیرید و یکی یکی و آهسته و پیوسته اجرای برنامههای خودتان را به پیش ببرید. پیوستگی برای شما معجزه میکند. پس یادتان باشد: «آهسته … پیوسته»
جواهرات امروز
عزیز دلم، امروز اگر گذشت دیگر هرگز برنمیگردد!
تو مهمترین سرمایه زندگی خودت را از دست میدهی! امروز صبح وقتی «تندرست» از خواب بیدار شدی و صبحانه خوردی و جسم و امکانات زندگی تو و خورشید و ماه و ستارگان و کل هستی محیا شدند برای جنابعالی که «دُردانه نظام هستی» هستی تا مطابق برنامه خودت و تصمیمات خودت عمل کنی، اگر شما نتوانید به تعهدات خودتان عمل کنید و خدای ناکرده این روز ارزشمند را از دست بدهید دیگر «هیچ چیز» نمیتواند امروز را برای شما جبران کند! این «ارزشمندترین جواهراتی» بود که از دست دادی عزیز من!
امروز که رفت چشم تو مقدار بسیار اندکی توانایی خود را از دست میدهد، دست و پای تو به میزان یک روز از ۵۰ سال توانایی خود را از دست میدهد اگر فرض کنیم شما ۵۰ سال دیگر زنده خواهید بود. گوش شما، قلب و ریه و سایر اندام یک روز از ۵۰ سال ضعیفتر میشوند. اگر نتوانی «۱-صبح زود» بیدار شوی و «۲-یک ساعت مطالعه» و «۳-نیم ساعت ورزش» تعهد خودت را عمل کنی دیگر هرگز هرگز امکان ندارد بتوانی امروز را جبران کنی! امروز که گذشت چیزی از تو میگیرد عزیزم، تو هم باید چیزی از امروز بگیری!
صبحانهای که امروز نوش جان کردی و سلامتی بدن و توان جسم خودت را میتوانی تبدیل به جواهرات ارزشمندی کنی که همیشه با تو خواهد ماند یا میتوانی از دست بدهی و هیچ کسب نکنی!
آنچه میتوانی کسب کنی «علم حقیقی» و «کار خوب» است که جاودانه برای تو میماند. غیر از این هر چه کسب کنی خسارت عظیم است و زیان میکنی عزیزم.
قسم به عصر که انسان در واقع در خسران و زیان است!
مگر آنان که «ایمان دارند» و «عمل صالح» انجام دهند.
«ایمان و عمل» در حقیقت همان «علم و عمل» است.
تنها چیزی است که میتوانید کسب کنید بدون اینکه زیان کنید.
سلامتی امروز صبح که بزرگترین سرمایه شماست را میتوانی با چرخ زدن در صفحات و کانالهای مختلف سپری کنی یا میتوانی چیز جدیدی «یاد بگیری» یا به کسی «یاد بدهی» و این «یادگیری/داددادن» امروز همیشه با شما خواهد ماند. پول امروزت را میتوانی یک پیتزا بخری و کیف کنی و اندکی سلامتی خودت را از دست بدهی یا میتوانی در خانه چیزی میل کنید و با آن پول کتاب جدیدی مطالعه کنید یا پول را به یک نیازمند هدیه بدهید و در این صورت این پول و این سرمایه امروز همیشه و همواره همراه شما خواهد بود.
روزها گر رفت گو رو باک نیست!
تو بمان! ای آنکه چون تو پاک نیست.
روزهای من و شما در حال سپری شدن است.
روزهای «حافظ شیراز» ولی در هستی جاودان شد!
ببین چگونه اشعار او امروز در زندگی من و شما در جریان است و در کل جهان ارزش و اعتبار دارد. صبحانه حافظ و سلامتی جسم او و هوش و استعدادش تبدیل به «علم حقیقی» شد و این «علم زنده» امروز در اشعار او جاری است و کل نظام هستی از آن بهرهمند هستند. این تازه ظاهر علم حقیقی حافظ شیراز است. بفرمایید یک قدم سفر کنید به آنسوی عالم و تماشا کنید حقیقت اشعار حافظ در آنسو چگونه است و حافظ در میان ملکوتیان و عرش نشینان چگونه دلبری میکند.
بله دوست عزیزم، حافظ جاودانه شد.
او هم روزی «سلول کوچکی» بود که «وظیفه حقیقی» خودش را شناخت و انجام داد و «گسترده شد» و «آدم» شد. شما هم امروز سلول کوچکی هستید که میتوانید خودتان را بشناسید و وظیفه خودتان را درست انجام دهید و آدم شوید و جاودانه در این هستی حضور داشته باشید. این چیزی است که ما از اینطرف مشاهده میکنیم تا با هم برویم آنسو و ببینیم آنجا چه خبرهاست؟!
درس اول و دوم «شمس دین» با عنوان «آدم» و «روح» را مطالعه فرمایید…
مثال : دفتر تفکر و تذکر : هر صبح و هر شب در حال مبارزه هستی!
این مبارزه هر روز صبح تو باید باشد و نفس هم هر روز صبح با تو مبارزه خواهد کرد و این بهترین تمرین تو برای شکست دادن نفس و حاکم کردن اراده خودت است. اینگونه نیست که تو یک قرصی بخوری و از این به بعد هر روز صبح زود بیدار شوی. بهترین تمرین برای قوی کردن اراده خودت و ضعیف کردن نفس تنبلی خواه خودت هر روز «صبح زود» بیدار شدن است. تصمیم تو و قرار تو این است که از حداقل یک ساعت مانده به طلوع آفتاب بیدار شوی و یک ساعت مطالعه کنی. اگر هر روز به یک بهانهای بروی در تخت که امروز به پایم درد میکند و دیشب میهمان داشتیم و نخوابیدم و امروز باید بروم شرکت کار کنم و خستهام و… اینها همه بهانه هستند که تو را از بیدار ماندن امروز باز دارند و اینها همه بازی نفس تو است! این «یک ساعت مطالعه» امروز صبح که از دست دادی را دیگر هرگز نمیتوانی جبران کنی! این را هم میدانم که اگر حتی یک روز نفس را رها کنم تا «به حال خودش باشد» ممکن است تا چند روز و چند هفته کار نیاز باشد تا او را دوباره به سر جای اولش برگردانم! دو روز نفس را رها کنی مثلا به بهانه بیماری، چند هفته دوباره باید کار کنی به حالت نظم و برنامه قبل از آن دو روز بیماری باز گردی و برای همین است که حتی در بیماری هم باید تلاش کنم برنامه من تا جای ممکن کامل حذف نشود! حتی شده بیدار شوم ۱۰ دقیقه مطالعه کنم. باید نهایت تلاش خودت را انجام بدهی که از برنامه خارج نشوی! خودت می بینی چند روز که به خاطر بیماری از برنامه خارج شدی نتیجه این شده است که اکنون یک هفته است نمیتوانی صبح زود بیدار شوی! بیشترین وقت هایی که از برنامه خارج میشوم در زمان سفر است و پس از پایان سفر تا یک یا دو هفته نمیتوانم به برنامه خودم باز گردم! باید تلاش کنم در زمان سفر هم از برنامه خارج نشوم و زمان حرکت را همان صبح اول وقت قرار بدهم که زمان خواب و بیدار من به هم نخورد و در زمان مسافرت هم نهایت تلاش خودم را بکنم که از برنامه خارج نشوم. یک ساعت مطالعه را در هیچ شرایطی ترک نکنم.
مثال : دفتر تفکر و تذکر : سحر خیزی کلید اجرای برنامههای دیگر است!
تا سحر خیزی را در زندگی خودت عملی نکنی نمیتوانی هیچکدام از برنامه های خودت را عملی کنی! این بیدار شدن و بیدار ماندن هر روز، بزرگترین مجاهدت و مبارزه با نفس تو است که باید مداومت داشته باشد و باید نهایت تلاش خود را بکنی تا این امر محقق شود. امروز که در آن هستی یا بیدار می مانی و کار می کنی و مطالعه می کنی و یک قدم به سمت ملاقات روح پیش می روی و یا اینکه می روی در تخت و می خوابی و کار نمی کنی و مطالعه نمی کنی و دیگر این روز بر نمیگردد و تو ده قدم به سمت نفس و خواهش های نفس حرکت کرده ای!! این روز که سپری می شود یک روز عمر تو است که چیزهایی از تو میگیرد. چشم های تو ضعیفتر میشوند، کمر و پاهای تو ضعیف تر می شوند و تو ممکن است هفته بعد یا ماه بعد دیگر امکان نشستن و مطالعه یا کار کردن را نداشته باشی! این روز از تو چیزهایی میگیرد و بهتر است تو هم از او چیزهایی بگیری و چیزی که تو از این روز می توانی بگیری بیدار ماندن و کار کردن و مطالعه کردن است. این روزها و شب ها می روند و چیزی که تو میتوانی از این روزها و شبها کسب کنی آن علم و ملکات نیکویی است که در درون خودت دائمی و جاودانه میماند و اصلا هدف زندگی تو همین «علم و عمل» است که بخشی از وجود تو میشود که تا همیشه با تو است. یعنی هر روز باید یا یک عمل خوب انجام بدهی، عملی که همواره با تو خواهد بود و یا «علم حقیقی» تو افزون شود، آن علمی که برای همیشه با تو خواهد بود.
روزها گر رفت گو رو باک نیست! تو بمان ای آنکه چون تو پاک نیست
این صبر و سکوت و رضا که در خودت نهادینه میکنی برای تو میماند و اگر اینچنین شد میتوانی بگویی روزها گر رفت گو رو باک نیست! چون تو چیز با ارزش تری کسب کردی و صبوری کردی و سکوت کردی و در هر شرایط رضایت داشتی و کار کردی و چیزی آموختی و زندگی همین است. صبر و رضا و آموختن و سکوت و آرامش در مقابل ناملایمات و زندگی چیزی جز این نیست.