دستورات عملی

شروع حرکت

-توضیحات این درس را در فایل صوتی زیر بشنوید:

-«باید»  «حرکت» کنی عزیزم!

اینجا جای «سکون و توقف» نیست! جای «حرکت و تغییر» است.

ثابت ماندن، سکون و عدم حرکت تو را فرسوده و پژمرده می‌کند! تو را مُرده می‌کند!

همه حرف ما در «مسیر بازگشت» همین است که باید بازگردی، باید برگردی بالا، «بیا بالا» در همان «بهترین موقعیت» در همان «جای خوبی» که بودی، در «نیستان» در میان دوستان!

کز نیستان تا مرا ببریده‌اند!

در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند!

چگونه باید برگردم بالا؟!

«شروع حرکت» «همین» است که «همین امروز» «همّت» کن و «عزم جزم» کن و «قلم و کاغذی» در دست بگیر و «جدول حرکت» را برای خودت بنویس. «خودت برای خودت» بنویس، کاری به هیچکس نداریم! کاری به هیچ «دین و آیین» نداریم. شما خودت برای خودت هر که هستی و هر «روش زندگی» یا هر «دین و آیین» برای خودت داری باید جدول حرکت را برای خودت را تهیه کنی. حتما برای خودت ارزش‌هایی داری و در زندگی تصمیمات مهمی گرفته‌ای. آنها را در جدول حرکت خودت بنویس.

جدول حرکت

جدول حرکت ۲ ستون دارد.

«ستون سمت راست» کارهایی است که «دوست  داری» انجام دهی.

«ستون  سمت  چپ» کارهایی است که «دوست نداری» انجام دهی.

دوست دارمدوست ندارم
۱.صبح زود بیدار ‌شوم۱.نباید عصبانی شوم
۲.هر روز یک ساعت مطالعه۲.نباید با شتاب غذا بخورم
۳.هر روز نیم ساعت ورزش۳.نباید زیاد حرف بزنم

جدول حرکت خودتان را بنویسید و هر شب خودتان را بررسی کنید. خودتان را مطالعه کنید.

اگر بیشتر موارد سمت راست را «انجام» دادید و بیشتر موارد سمت چپ را «ترک» کردید و اگر امروز از خودتان «راضی هستید» و «خوشحال هستید» امتیاز «+» به خودتان بدهید و اگر از خودتان «راضی نیستید» و «ناراحت هستید» که چرا نتوانستید به «تصمیمات مهم خودتان» عمل کنید امتیاز «-» به خودتان بدهید. این مهمترین ماموریت شماست که «دوست دارم» خودتان را «انجام» دهید و «دوست ندارم» خودتان را «ترک» کنید و شما اینجوری حرکت می‌کنید.

اگر هفته قبل فقط ۳ از ۷ روز از خودتان راضی و «+» بودید این هفته باید نهایت تلاش خودتان را انجام دهید تا حداقل ۴ از ۷ روز «+» شوید. این هفته شما نباید مثل هفته قبل باشد یا خدای نکرده بدتر از هفته قبل باشد! حتما باید پیشرفت کنید. هفته‌ای که ۷/۷ شدید را جشن بگیرید و به خودتان پاداش دهید و «همت عالی» طلب کنید و «عزم جزم» کنید ۷ هفته پشت سر هم ۷/۷ شوید.

«هدف زندگی» شما همین «انجام دوست دارم» ها و «ترک دوست ندارم» های خود شماست.

وقتی ۷ هفته پشت هم ۷/۷ شدید «صفات خوب» «ستون راست‌» «ملکه نیکو» در شما شده است و  «پلیدی‌های زشت» «ستون چپ» از شما دفع شده است. شما یک مرحله مهم را تمام کردید و اکنون می‌توانید وارد مرحله جدیدی بشوید. یک طبقه به سمت بالا حرکت کردید. جدول حرکت را به روز رسانی کنید و خوبی‌های بیشتری را در وجود خودتان پیاده کنید. 

شما در این دنیا هستید تا صفات نیکو را در وجود خودتان ثابت کنید و صفات زشت را از خودتان دور کنید. این خوب و بدها در وجود شما ثابت و ابدی می‌شود و تا ابد با شما خواهد بود. 

شما همین «صفات» «خوب و بد» خودتان هستید. «وجود حقیقی» شما و «بعد ثابت وجود» شما همین «ملکات خوب» است که در «نهاد» شما «نهادینه» شده است.

مثال : دفتر تفکر و تذکر: تفکر و تذکر شبانه نباید ترک شود!

هر شب باید خودم را بررسی کنم و در صورتی که همه مواردی که در «جدول حرکت» ثبت شده است محقق شده باشند از خودم راضی هستم و به خودم «+» میدهم و در صورتی که یک یا چند مورد رعایت نشده باشد از خودم راضی نیستم و به خودم «-» می دهم. آخر هفته‌ خودم را بررسی می‌کنم چند روز از خودم راضی بودم و باید تلاش کنم هر هفته از هفته قبل بیشتر از خودم راضی باشم. اگر هر کدام از موارد «جدول حرکت» رعایت نشده است باید در خودم کاووش کنم و دلیل آن را پیدا کنم و در خودم ببینم که چرا من این مهمترین قوانین زندگی را که خودم پذیرفته‌ام و برای خودم اینجا ثبت کرده‌ام را رعایت نکرده‌ام؟! اول سال با خودم عهد کردم هر شب حداقل نیم ساعت با خودم خلوت خواهم کرد و به خودم خواهم پرداخت و به این فکر می‌کنم که من چه کار می توانم بکنم و من چه کار باید بکنم تا وظیفه خودم را در این دنیا انجام دهم؟؟ بچه و کار و زندگی هیچ کدام نباید این نیم ساعت شبانه که مال خود من است را از من بگیرد! محاسبه و فکر و ذکر شبانه باید عادت ثابت من باشد. تحت هیچ شرایطی نباید این نیم ساعت شبانه از من گرفته شود. وقتی دست تو از این دنیا کوتاه شود حسرت می خوری که چرا قوانین خودت را رعایت نکردی!! افراد زیادی که آنجا را تجربه کرده‌اند گفته‌اند «این حسرت از هر آتشی بد‌تر و دردناکتر است!!» باید آخر شب یا در دل شب برخیزی و خودت را محاسبه کنی. این فکر کردن هر روز و هر شب به مرور در تو نفوذ می‌کند و به امید خدا به لایه‌های عمیق تر وجود خودت و آسمان وجود خودت وارد می‌شوی و این است دلیل اینکه اینقدر همه انسان ‌های بزرگ روی تفکر و محاسبه و خلوت تاکید دارند.

آنکه ماندنی است

کلاس سوم دبستان پدرم من را به کلاس خوشنویسی برد.

چقدر کاغذ سیاه کردم و چقدر قلم تراشیدم و چقدر دوات مصرف کردم.

امروز هیچکدام آن کاغذها و آن همه شعرها و جملات کوتاه که خوشنویسی کردم را ندارم! هیچکدام آن کاغذها را ندارم ولی دست من امروز خوشنویس است. دست من برای همیشه خوشنویس است.

روزها گر رفت گو رو، باک نیست!

تو بمان! ای آنکه چون تو پاک نیست.

            «انسان» یک «بخش ثابت» و یک «بخش متحرک» دارد.

            «بخش متحرک» اینجا کارهایی انجام می‌دهد و نتیجه در «بخش ثابت» «بارگذاری» می‌شود.

            «بخش ثابت» «حقیقت وجود» من است که همیشه با من است و «جاودانه» است. «بخش متحرک» «فانی» است و چون کاغذهای تمرین خوشنویسی من ماندگار نیست. بخش ثابت حقیقت وجود من است که همان خوشنویس شدن من است و من تا آخر خوشنویس خواهم ماند. خوشنویسی البته یک صفت خوب اینجایی است و با من به بخش ثابت وجودم منتقل نمی‌شود ولی صفات دیگری چون «بخشندگی» «مهربانی» «صبر و بردباری» و… هستند که برای همیشه در وجود من خواهد ماند.

            «مولوی» در «مثنوی معنوی» گفت روزها اگر سپری شد و رفت باک نیست به شرط اینکه چیزی در بخش ثابت وجود تو ماندگار شود. روزها اگر رفت و کاغذهای تمرین خوشنویسی من نیست شدند باکی نیست اگر تو در وجود من ثابت شدی که چون تو پاک نیست.

            «تو» در حقیقت همان «آدم»‌ در «جلسه اول شمس دین» است.

            «صبر من» مثلا ۵۰ درجه است. هر روز «توجه در خودم» می‌کنم تا عصبانی نشوم.

            «روز به روز» در «خودم توجه» می‌کنم تا عصبانی نشوم و صبور باشم و صبر من زیاد شود و به آدم نزدیک شوم تا مثلا ۵۰۰ درجه صبر کسب کنم. امروز «۱-صبح زود» از خواب بیدار شدم و «۲-یک ساعت مطالعه» کردم و «۳-نیم ساعت ورزش» کردم تا سلامت جسم پایدار باشد تا بتوانم «کارهای خوب» بیشتری انجام دهم و «چیزهای بیشتری یاد بگیرم» و اینگونه روز به روز «علم» و «عمل» را در خودم نهادینه می‌کنم.

مسافر آنسو

در «درس اول مسافر آنسو» آموختیم که «علم و عمل» دو بال حرکت من است.

«مسافر آنسو» هستم و به سوی «آدم» که همان «شمس دین» است حرکت می‌کنم.

مرغانی هستیم، مسافرانی هستیم که به سوی «حقیقت نظام هستی» که «صبر مطلق» و «علم مطلق» و «زیبایی مطلق» و «قدرت مطلق» و «حیات مطلق» و… است در حرکت هستیم. 

«آدم» یا «شمس دین» همان «حقیقت نظام هستی» است. ما مرغانی هستیم و مسافرانی هستیم که در تلاش هستیم تا «صفات آدم» را در خودمان پیاده کنیم تا آدم شویم. آدم «صبر بینهایت» و «قدرت بینهایت» و «حیات بینهایت» و «علم بینهایت» و «زیبایی بینهایت» و «مهربانی بینهایت» و «بخشندگی بینهایت» و… است و ما اینجا هستم تا «مراتب بالاتری» از «صفات آدم» را در «وجود خودمان» پیاده کنیم.

روزهای عمر من اگر رفت هیچ باک نیست اگر «صبر» و «علم» و «قدرت» و «زیبایی» و «رحمت» و «شفقت» و «سمع و بصر» در من افزون شد و من «مراتب بالاتری» به سوی «آدم» « سمیع و بصیر و رحیم و علیم و صبور و راضی و مرضی قادر و…» شدم.

شمس و قمرم آمد، سمع و بصرم آمد

آن سیمبرم آمد وان کان زرم آمد

مثال : دفتر تفکر و تذکر : مراقب خوراک خودت باش!

تو نشسته‌ای در حالی که فکر و حواست به صد جا هست و در ذهن خودت اصلا اینجا نیستی شروع به غذا خوردن می کنی. نان هست، کوکو، ماست، سبزی، گوجه، خیار شور و ذرت و تو همه را می‌خوری و می‌خوری و اصلا نمی دانی که چند تا می‌خوری تا جایی که احساس ناراحتی می کنی و از سفره بر میخیزی!! حالا آنقدر خورده‌ای که فقط می توانی یک گوشه‌ای بیافتی و تکان نمی‌توانی بخوری! در چنین شرایطی نه می توانی مطالعه کنی و نه می توانی کار کنی و فقط باید بروی بخوابی تا فردا نمی‌دانم ساعت چند … این آیا زندگی است که تو برایش به این دنیا آمده‌ای؟! اینگونه آسیب رساندن به خودت و به جسم خودت آیا گناه نیست؟! این گونه هدر دادن مواد خوراکی و اینگونه هدر دادن انرژی و توان خودت آیا گناه نیست؟! وقتی بر سر سفره‌ می‌نشینی، ابتدا دقت کن و تصمیم بگیر که کدام نوع غذا را بخوری؟! مثلا نان و کوکو و سبزی یا هر ترکیب حداقل دیگری، سپس سهم خودت را بردار در بشقاب بریز یا تعداد کوکو که می خواهی بخوری را مشخص کن و بعد در زمان خوردن در زمان و مکان غذا خوردن حاضر باش و دقیق باش چه می خوری و چگونه می خوری و لطفا لطفا قبل از اینکه کامل سیر شوی دست از غذا بکش و خوردن را متوقف کن. هرگز با استرس و اضطراب غذا نخور گرسنه بمانی برایت بهتر است. قبل از خوردن مقداری نمک یا سرکه بخور و بدان که اگر قبل از سیر شدن دست از خوردن بر نداری به خودت و بدن خودت ظلم کرده‌ای. وقتی تصمیم گرفتی خوردن را تمام کنی نگو این آخرین لقمه است! آخرین لقمه را نخور! این مبارزه با نفس تو است که آخرین لقمه را نخوری. اتفاقا باید از سر همین آخرین لقمه بگذری. اگر نتوانی اینقدر روی نفس سوار باشی در موارد مهمتر هم نفس روی تو سوار خواهد شد. تو می‌دانی که این غذا برای تو مفید نیست و به بدن تو آسیب میرساند ولی مدام برای خودت استثنا قائل می شوی که فقط امروز و فقط این مکان و چون با فلانی هستم و چون در فلان شرایط هستم و… بدان که اینها همه بازی نفس است و تو وقتی چیزی را می خوری که برای تو ضرر دارد یک قدم به سمت تخریب سلامتی خودت پیش رفته‌ای و ده قدم در جهت برآورده کردن خواهش نفس پیش رفته‌ای و تصمیم و قرار قبلی خودت را نقض کرده‌ای! ترک کن! هر خوراکی که برای تو خوب نیست را به صورت کامل ترک کن و این جهاد تو و مبارزه با نفس تو باشد. اجازه بده اینها مبارزه تو باشند و در عین حال که تضمین سلامتی تو هم هستند. تعادل مزاج یک فاکتور مهم برای فهم و درک بیشتر و حرکت مناسب است. همانگونه که گفته‌اند عقل سالم در بدن سالم است و تغذیه سالم شرط لازم برای بدن سالم است.

خلاصه و نتیجه

«هدف زندگی» همین است که «صفات نیکو» در وجود من پایدار شود و «صفات زشت» از وجود من پاک شود. هدف زندگی همین است که «عادات» بد را «ترک» کنم و «عادات خوب» را در خودم «ثابت» کنم. هدف زندگی همین است که «روز به روز» بیشتر «آدم» شوم. به سوی آدم حرکت کنم و شروع حرکت همین است که جدول حرکت خودم را روی کاغذ بنویسم و هر روز تلاش کنم به تعهدات خودم پایبند باشم و هر شب خودم را محاسبه کنم و «+» خودم را افزون کنم تا روز جشن که ۷ هفته ۷/۷ شدن است.

وقتی هفت هفت شدن در من ثابت شد روزها گر رفت گو رو باک نیست!

هفت هفته هفت هفت شدن هدف هفته‌های من و روزها و شب‌های من است.

این فایل بخشی از جسله فوق است و برای کوتاه شدن جلسه این قسمت بریده شده است. در این فایل «مفهوم حرکت» توضیح داده می‌شود که می‌توانید آن را مطالعه کنید. البته که این مفهوم به دلیل اهمیت و کمی دشواری در درس های بعدی بیشتر توضیح داده می‌شود.

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *