البته که مردم یک طیف هستند و نمیتوان آنها را دستهبندی مطلق کرد! ولی هر شخص گرایش بیشتری به یکی از دو جریان فکری جاری در کشور دارد. در این درس همه موضوعات را از نگاه «گروه دوم» مطرح میکنم و در درس بعدی دیدگاه مقابل ایشان را خواهیم آورد. لازم به ذکر است «نویسنده» «همه عمر» در همین «گروه دوم» زندگی کرده است و آشنایی کامل با مردمی که اینگونه فکر میکنند دارد.
موضوعات متفاوتی در این درس مطرح میشود و دلیل کنار هم قرار دادن این موضوعات تاکید روی این مطلب مهم است که: «همه چیز به همه چیز ربط دارد.»
«یک» «الگوی مشترک» و «حقایق بنیادی» «یکسان» در همه مواردی که مطرح میشوند وجود دارد و ما در جستجوی «آن یک» هستیم.
«مخاطب اصلی» «نویسنده» شما هستید اگر با بیشتر حرفهای اینجا موافق باشید…
نکات مهم
جنگ دین ۲- گزیده ۱- نسبیت ظریف
جنگ دین ۲- گزیده ۲- سه چالش مهم
جنگ دین ۲- گزیده ۳- مهمترین چالش
مذاکره و صلح
این همه جنگ و خونریزی در منطقه ما برای چیست؟! این همه موشک در عمق زمین و این همه هواپیما و بمب و پهباد و این همه هزینه برای چیست؟! چرا ما نمیتوانیم با همه دنیا ارتباط مناسب و دوستانه داشته باشیم و چرا ما با قدرتهای بزرگ در جنگ هستیم؟! چرا فقط ایران و چند کشور فقیر و کوچک طرفدار ایران با دنیا سر جنگ دارند و دیگر مردم جهان با صلح و آرامش زندگی میکنند؟! حتما یک اشکالی در اندیشه ما و در روش زندگی ما هست که همیشه با کل جهان در جنگ هستیم و مردم ما همیشه اینگونه در فشار و زحمت هستند! ما میخواهیم تا حد امکان با همه دنیا دوست باشیم. مردم ما دیگر خسته شدند از این همه جنگ! چرا با همه در جنگ هستیم؟!
تا وقتی مشکلات ما با آمریکا حل نشود مشکلات کشور برطرف نمیشود!
از نظر علم و تکنولوژی همواره نیازمند دنیای غرب و به خصوص آمریکا هستیم. ما هرگز نمیتوانیم مثل آمریکا سیستم عامل اندروید یا آی فون داشته باشیم. هرگز شبکههای اجتماعی مثل اینستاگرام نمیتوانیم داشته باشیم. هرگز نمیتوانیم خودرو با کیفیت برای مردم تولید کنیم. هیچ کشوری نمیتواند همه این تکنولوژیها را با هم داشته باشد و ما ناگزیر از تعامل سازنده با جهان و به خصوص آمریکا و اروپا هستیم. ماهواره و موشک را هم با پول مردم بدبخت از جایی خریداند یا کِش رفتهاند! یک گروه اقلیت «عقب مانده» و جنگ طلب کشور را گروگان گرفتهاند و این است اوضاع خراب اقتصاد کشور و تورم و قیمت دلار و طلا و سکه و….
چرا اینقدر برای جنگ هزینه میکنیم؟! باید با آمریکا و اروپا صلح کنیم و به اوضاع اقتصادی کشور رسیدگی کنیم. چرا اینهمه پول و امکانات را برای رفاه حال مردم خودمان هزینه نکنیم؟؟ وقتی هنوز در آب و برق کشور مشکل داریم! موشک و پهباد میخواهیم چه کنیم؟! هستهای به چه دردمان میخورد وقتی هنوز بانکهای خودمان را نمیتوانیم حفظ کنیم؟!
چرا زیر همه شهرها را تونل درست کردهاند و انبار موشک و پهباد شده است؟! اصلا معلوم هست زیر پای ما چه غلطی میکنند؟! آمریکا اگر یک دکمه را فشار دهد همه اینها از کار میافتد! اصلا اگر ما بمب و موشک نخواهیم چه کسی را باید ببینیم. این جنگ و دعوای چهل ساله با آمریکا را تمام کنید و به رفاه و اقتصاد مردم رسیدگی کنید.
چرا قدرتمندان جهان با کشورهای دیگر کاری ندارند؟! کره جنوبی، ژاپن، عمارات، عربستان، قطر و دیگر کشورها چرا بدون مشکل و بدون تضاد زندگی میکنند و فقط ایران است که در دنیا برای همه ایجاد مشکل میکند و همه با ایران در تضاد هستند؟! آیا نمیشود ایران هم مثل دیگر کشورهای جهان کاری به دنیا نداشته باشد و برای خودش زندگی کند و به فکر اقتصاد و رفاه مردم خودش باشد و اینقدر جنگ در منطقه ایجاد نکند؟!
کره جنوبی را ببینید زمان شاه از ما عقب تر بود اکنون ببینید چگونه پیشرفت کرده است؟؟ امارات، عربستان و قطر همسایه خودمان را ببینید. مگر ما چه مشکلی داریم که همیشه باید با همه دنیا در جنگ باشیم و مردم خودمان را گرسنه و فقیر نگه داشتهایم و تورم آنگونه است و دلار اینگونه است!
به نظر ما همه در جهان به فکر منافع و مردم خودشان هستند و در صلح و آرامش زندگی میکنند و فقط ایران و چند کشور ضعیف و عقب افتاده جهان هستند که طرفدار ایران هستند و زندگی و آرامش خودشان و دیگر مردم جهان را به خطر انداختهاند؟! ما میخواهیم با همه کشورهای جهان ارتباط داشته باشیم و در صلح باشیم. میخواهیم با همه مردم جهان و همه کشورهای جهان دوست باشیم.
نسبیت عام
در کشور ما همیشه عدهای هستند که میخواهند نظر و عقیده خودشان را به دیگران تحمیل کنند! دیگران را باطل و خودشان را حق میدانند و اصرار دارند به زور همه را بهشت ببرند! یکی نیست به آنها بگوید شما چه کار با دین و عقیده دیگران دارید؟! شما هر اعتقادی دارید برای خودتان و خانواده خودتان داشته باشید. ما به عقیده شما احترام میگذاریم شما هم کاری به عقیده و باور ما نداشته باشید و لطفا برای نظر و خواست دیگران احترام قائل باشید.
هر کس آزاد است تا با روش و باور خودش زندگی کند. خداوند انسان را آزاد آفریده است و هر کس حق انتخاب دارد. مگر در دین اسلام نگفتند: «لا اکره فی الدین؟!»
آقای دکتر جواد ظریف چه عالی فرمودند:
«اصلاً بد و خوب نداریم در دنیا!!
معتقدم ضد روس بودن برای ایران خطرناک است، همانطور که ضد آمریکا بودن برای ایران خطرناک است.
ما در روابط بینالملل بد و خوب نداریم! روابط در جامعه جهانی بر اساس منافع است، ما هم باید همینطور رفتار کنیم.
چه روسستیز بودن، چه روسپرست بودن، چه آمریکاستیز بودن و چه آمریکاپرست بودن، همه اینها ناشی از جهل است!»
منتهی برخی مردم جنگ طلب در کشور ما هستند که همین حرف را خوب درک نکردهاند و با همه دنیا سر جنگ دارند. نمیفهمند همه کشورها به فکر منافع خودشان هستند و زمانی که منافع آنها تامین شود به راحتی ایران را دور میزنند. چین و روسیه هم وقتی منافعشان ایجاب کند ایران را رها خواهند کرد.
زن و آزادی
در کشور ما یک «گروه حداقلی» هستند که به همه چیز مردم کار دارند! در همه چیز خودشان را «عقل کل» میدانند و میخواهند نظر و عقیده خودشان را به دیگران تحمیل کنند! به شما چه ربطی دارد که من چگونه لباس میپوشم؟! من یک انسان آزاد هستم و دوست دارم اینجوری لباس بپوشم. شما هر جوری دلت میخواهد لباس بپوش و برای خانواده خودت تعیین تکلیف کن که چگونه لباس بپوشند. خداوند من را آزاد آفریده است و من دوست دارم هر جور راحت هستم لباس بپوشم و به خیابان بیایم. اگر برخی آقایان چنان ضعیف هستند که با دیدن یک خانم تحت تاثیر قرار میگیرند به ما چه ربطی دارد؟! چشم خودشان را کنترل کنند تا تحت تاثیر قرار نگیرند!
همه دنیا اینترنت آزاد دارند و فقط ایران است که مثل کره شمالی مردم خودش را محدود میکند! در کشور ما عدهای خودشان را «عقل کل» میدانند و اصرار بر کنترل دیگران دارند. این اقلیت جامعه اکثریت را به گروگان گرفته است و برای مردم تعیین تکلیف میکند که این سایت خوب است و آن بد است و اینستاگرام بد است و واتس آپ خوب است و…
جوان بیست و چند ساله خودش تشخیص میدهد چه چیز برایش خوب و چه چیز بد است. جوان ما اصلا دوست ندارد پدر و مادر یا معلم مدرسه یا دولت یا آخوندها برای او تعیین تکلیف کنند که کدام کتاب یا کدام مطلب خوب و کدام بد است! او دیگر بزرگ شده است و عقلش به اندازه کافی رشد کرده است و خودش خوب و بد زندگی خودش را تشخیص میدهد.
دین و عرفان
عدهای در کشور ما هستند که میگویند فقط دین اسلام و فقط شیعه دوازده امامی و آن روایت خاص شیعه که ما تشخیص میدهیم درست است و همه مذاهب و مکاتب دیگر را باطل یا ناکامل میدانند! در حالی که به تعداد انسانهای روی زمین راه برای رفتن به سوی خدا هست و همه راهها در نهایت به یک جا میرسند.
اجازه بدهید هر کس راه خودش را برود؟! یکی مسیحی است و دیگری یهودی و یکی طرفدار عرفان X و دیگری عرفان Y است. همه مسیرها خوب و درست هستند و اجازه دهید «هر کس هر راهی» دلش خواست انتخاب کند.
فهم انسان محدود است و هر کس روایت خودش را از یک حقیقت واحد درک میکند. بنابراین هیچکس نمیتواند ادعا کند آنچه من درک میکنم صحیح است و دیگران درست درک نمیکنند! چند صدایی و پلورالیسم دینی یعنی همین که برداشتهای متفاوت از دین وجود دارد و کسی نمیتواند ادعا کند برداشت او از دین صحیح است و برداشت دیگران اشتباه است.
بنابراین اجازه بدهید «هر کس با عقل خودش» راه مناسب خودش را انتخاب کند و در همان مسیری که خودش تشخیص میدهد حرکت کند. چرا یک عده خودشان را برتر از دیگران میدانند و میگویند این «شخص منحرف» است و این «عرفان کاذب» است و آن باطل است و فقط ما حق هستیم!
چرا عدهای در کشور اصرار دارند بگویند فقط راه ما و راه اهل بیت درست است؟! اصلا چرا به واسطه و توسل نیاز هست؟! چرا ما نمیتوانیم مستقیم از خود خدا بخواهیم؟ چرا باید امام را واسطه کنیم؟! البته که این نظر اکثر مردم «گروه دوم» نیست و فقط برخی تندروهایشان به اینجا هم میرسند!
دین و علم
ما در قرن بیست و یکم و در اوج علم و تکنولوژی زندگی میکنیم.
علم و فناوری آنقدر پیشرفت کرده است و مسائل و چالشهای اساسی انسان آنقدر پیچیده شده است که دین نمیتواند برای همه مسائل انسان پاسخ مناسب ارائه کند! مگر میشود با حرفهای هزار و چهارصد سال قبل مسائل و موضوعات امروز بشر را حل کرد؟! باید برای حل مسائل بشر به علم و تکنولوژی روز مراجعه کنیم. همه دنیا بر اساس علم و تکنولوژی روز زندگی میکنند ولی متاسفانه برخی در کشور ما هنوز میخواهند حرفهای قدیمی هزاران سال قبل را در جامعه حاکم کنند! خودشان را عقل کل میدانند و در همه امور زندگی مردم دخالت میکنند!
اصلا مگر ما اقتصاد اسلامی داریم؟!
روحانیان و فقها مگر اقتصاد دان هستند؟! چرا ما باید دیدگاه اقتصادی یک فقیه را قبول کنیم؟! یک اقتصاددان نمیتواند در مورد فقه حرف بزند چون اجتهاد ندارد! فقه نخوانده است و حق اظهار نظر ندارد. به همین صورت یک فقیه هم اقتصاد نمیداند و حق اظهار نظر ندارد! چرا ما باید تابع اراده و فرمایشات کسانی باشیم که اهل تخصص نیستند!
همه موضوعات به همین صورت است. دانش بشر چنان پیشرفته است که هیچکس نمیتواند ادعا کند که در همه امور صاحب نظر است! یک نفر ۲۰ سال درس خوانده است و حداکثر بتواند در یک رشته علمی صاحب نظر شود آنوقت چگونه است که برخی آقایان خودشان را صاحب نظر در همه امور مردم میدانند؟!
جالب اینجاست که برخی حتی در موضوع بیماری و سلامت بدن هم در میان حدیث و روایات هزاران سال قبل جستجو میکنند! علم پزشکی اینگونه پیشرفت کرده است آنوقت برخی مردم دنبال جوشانده و دمنوش برای درمان هستند.مندلیف در جدولش بیش از ۱۰۰ عنصر کشف کرده است و اینها هنوز میگویند: «چهار عنصر اصلی در طبیعت هست!»
دین و سیاست
سیاست پدر و مادر ندارد! من کاری به سیاست ندارم!
خیلی هنر کنم زندگی خودم و خانواده خودم را رسیدگی کنم. واقعا سر از کار سیاست در نمیآورم و ترجیح میدهم هیچ کاری به سیاست نداشته باشم. دنیای سیاست پُر از دروغ و کلک است و پرداختن به سیاست انسان را کِدر میکند.
دین یک موضوع شخصی است و مربوط به درون انسان است. دین اگر بخواهد در سیاست دخالت کند هم سیاست را خراب میکند و هم دین را آسیب میزند. پس از جمهوری اسلامی حتی دین مردم هم تضعیف شده است! قبل از انقلاب مردم دین دارتر بودند چرا که دین از سیاست جدا بود. سیاست و سیستم اداره جامعه نباید کاری به دین مردم داشته باشد. هر کس آزاد است دین خودش را انتخاب کند و کسی نمیتواند در دین و عقیده دیگران دخالت کند.
دین و حکومت
«همه دنیا» رای اکثریت و دموکراسی را پذیرفتهاند. فقط در کشور ماست که چیزی به نام «ولایت» هست که خودش را «عقل کل» و «حاکم مطلق» معرفی میکند! ما واقعا نمیدانیم چطور میشود که رای و نظر یک نفر برتر از نظر جمع و برتر از نظر متخصصان باشد؟!
در کشور ما یک اقلیتی هستند که رای و نظر یک شخص را حکم خدا میدانند و خودشان را تابع و پیرو صد در صد آن یک نفر میدانند! آیا آن یک نفر خطا و اشتباه ندارد و معصوم است؟! چطور ممکن است رای یک نفر ارجحیت داشته باشد به رای متخصصان یا رای اکثریت جامعه؟! مگر آن یک نفر وحی الهی دریافت میکند؟!
وضعیت کشور را ببینید! اقتصاد خراب، تورّم، قیمت دلار، همه اجناس چند برابر شده است و… بنابراین: «دین شایسته حکومت نیست!»
جامعه باید بر اساس علم و فناوری روز و متخصص هر رشته اداره شود. علم اقتصاد، علم جامعه شناسی، علم مدیریت، علم سیاست و… اینها همه علوم تخصصی برای مدیریت جامعه است. خلاصه اینکه علم و فناوری روز و کارشناسان خبره باید جامعه را مدیریت کنند. همان جمله کفر آمیز روی لباس من!!
نه چالش مهم و اساسی کشورمان و بلکه جهان را اینجا با هم لیست کردیم و در همه موارد نظر و دیدگاه «گروه دوم» «مردم عزیز» کشورمان را بیان کردیم.
۱.حجاب
هر کس هر چه دلش بخواهد بپوشد و به کسی ربطی ندارد. انسان آزاد است.
۲.فیلتر
من خودم تشخیص میدهم کدام محتوا برایم خوب است و نیاز به قیّم ندارم.
۳.مذاکره
ما باید با همه دنیا در صلح باشیم و به اقتصاد و رفاه خودمان بپردازیم.
۴.نسبیت
همه چیز نسبت به زمان، مکان، فرهنگ، اشخاص، شرایط و…متفاوت است. مطلق نداریم.
۵.دین و عرفان
یک دین واحد معنی ندارد. همه ادیان محترم است و همه راهها به خدا میرسد.
۶.دین و علم
علم و فناوری روز توانایی برآوردن نیاز بشر را دارد و دین نمیتواند همه مسائل را پاسخ دهد.
۷.دین و سلامت
علم روز پزشکی ضامن سلامت است و نمیتوانیم با حرفهای هزاران سال قبل درمان کنیم.
۸.دین و سیاست
دین از سیاست جداست. دین در سیاست دخالت کند هم سیاست خراب میشود و هم دین!
۹.دین و حکومت
دین شایسته حکومت بر جامعه نیست. علم و متخصص باید بر جامعه حکومت کند.
هدف از مرور این ۹ چالش بیان ۲ نکته بسیار مهم است:
«الگوی مشترکی» در همه نظراتی که اینجا مطرح شدند وجود دارد و ما در جستجوی این الگوی مشترک هستیم که «دلیل اصلی جنگ» است.
بیشتر مردمی که در یک موضوع نظرشان اینجا مطرح شد در دیگر موضوعات هم نظر یکسان دارند. به عنوان مثال مردمی که طرفدار آزادی پوشش هستند طبیعتا طرفدار برداشتن فیلتر و البته تنش زدایی و ارتباط با همه دنیا از جلمه آمریکا و اروپا هستند. این موضوع مهم بسیار جای تفکر دارد…
«مخاطب اصلی» دروس بعد شما هستید اگر با بیشتر حرفهای اینجا موافق بودید.
«الگوی مشترکی» در همه نظرات مطرح شده هست که «ریشه دعوا» و «دلیل اصلی جنگ» است.
به امید خدا در درس بعد این «الگوی مشترک» را با هم پیدا میکنیم و «پاسخی مشترک» برای همه چالشهای مطرح شده خواهم داشت ان شاء الله.
مشق شب
حتما قبول دارید مهمترین موضوعات کشور و جهان را در این درس لیست کردیم. برای اینکه موضوع مهم این درس را خوب درک کنید، پیشنهاد میشود تلاش کنید «روی کاغذ» برای همه موارد مطرح شده پاسخی تهیه کنید. آیا با نظر مطرح شده موافق هستید؟! چرا موافق هستید؟ اگر مخالف هستید دلیل شما چیست؟! یک پاسخ برای همه موارد به صورت مکتوب تهیه کنید.
در بخش «دستورات عملی» بسیار تاکید کردیم که باید «روش صحیح تفکر» و «یافتن پاسخ» برای مسائل خودمان را تمرین کنیم. این درس یک تمرین بسیار خوب برای شماست تا یاد بگیرید «روی کاغذ فکر کنید.»
کلاس حضوری
برخی کلاسهای حضوری که با این موضوع تشکیل شده است در ادامه آمده است.
در صورتی که با شنیدن فایل صوتی این درس و مطالعه متن بالا مطلب برای شما خوب دریافت نشده است، میتوانید جلسات حضوری زیر را بشنوید: