دوشنبه سیاه ۶- نسبیت
-دوشنبه سیاه ۶- نسبیت
در درسهای قبل دو چالش «حجاب» و «فیلتر» را با هم بررسی کردیم و به این نتیجه مهم رسیدیم که «باور محکم» به یک «عقل برتر» ریشه اختلاف بین مردم گروه یک و دو است. در این درس چالش «مارمولک» را با هم بررسی میکنیم و الگوی مشتری «یک مطلق» را در تفاوت دیدگاه مردم یک و دو مشاهده خواهیم کرد.
گروه یک: در مورد نظر و عقیده خودشان مطمئن هستند و برای همین هم تلاش دارند آنچه یافتهاند را با دیگران در میان بگذارند. شما اگر به یقین و روشن مشاهده کنید انسان دیگری به سوی پرتگاه میرود «باید» در حد خودتان در نجات او تلاش کنید. حرکت ما در جامعه جمعی است و همه نسبت به همدیگر مسئول هستیم.
گروه دوم: در کشور ما همیشه عدهای هستند که میخواهند نظر و عقیده خودشان را به دیگران تحمیل کنند! دیگران را باطل و خودشان را حق میدانند و اصرار دارند همه را به اجبار بهشت ببرند! یکی نیست به آنها بگوید شما چه کار با دین و عقیده دیگران دارید؟! شما هر اعتقادی داری برای خودت و خانواده خودت داشته باش و ما به عقیده شما احترام میگذاریم و شما هم کاری به عقیده و باور ما نداشته باش و برای نظر و خواست دیگران احترام قائل باشید.
گروه یک: خودش را دلسوز جامعه و خیر خواه مردم میداند و زیاد از «یقین» و «ایمان» حرف میزند. پدری که فرزند خودش را در تماشای تلوزیون محدود میکند البته که دلسوز بچه است و او را دوست دارد اگر چه فرزند با همه وجود تماشای بیشتر تلوزیون را میخواهد و ممکن است از پدر متنفر شود.
دوست عزیز گروه دومی اینجا فریاد میزند که همه درد و گرفتاری ما همین است که شما ما را بچه و خودتان را پدر عاقل فرض کردهاید! چه کسی گفته است که عقل شما بیشتر از ماست؟! ما خودمان عقل داریم و صلاح کار خودمان را بهتر از شما تشخیص میدهیم. شما لطفا به زندگی خودتان بپردازید و کاری به زندگی دیگران نداشته باشید. هر کس آزاد است تا با روش و باور خودش زندگی کند. خداوند انسان را آزاد آفریده است و هر کس حق انتخاب عقیده دارد.
گروه دوم: معتقد است که همه چیز نسبی است و حق و باطل و خوب بد مطلق در عالم نداریم! همه چیز بسته به شرایط و زمان و مکان تغییر میکند. همه چیز بسته به هر فرد و شرایط اجتماعی آن جامعه و تربیت پیشین آن فرد در جامعه و نسبت به شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه و زمان متفاوت است.
گروه یک: این حرف که «همه چیز در عالم نسبی است» یک خطای فلسفی آشکار است که هزاران سال قدمت دارد! حرف سوفسطاییان همین بود که هیچ حقیقت مطلق در عالم وجود ندارد! باطل بودن این حرف بسیار ساده است. همین جمله که: «همه چیز در عالم نسبی است» آیا مطلق است یا نسبی؟! هر پاسخی بدهید حرف خودتان را نقض کردهاید!
اگر واقعا حق و باطلی نباشد و همه چیز نسبی باشد حرف گروه دوم درست است. ولی آیا واقعا حق و باطل نداریم؟! به عنوان مثال نظر دختر عمه و پسر عمه من را توجه بفرمایید:
| حرف پسر عمه | نظر دختر عمه |
| رهبری از اولیای خدا بود و با شهادت خودشان حملات دشمن را دفع کردند و این خون حتما به ثمر خواهد رسید و ایران را از چنگال شیاطین خطرناک عالم نجات خواهد داد به اذن الله. | رهبری به خاطر عقوبت خون بچههایی که در دی ماه کشته شدند ترور شد و ایشان را ظالم و … میداند!» |
این برادر و خواهر قطعا یکی حق میگوید و دیگری در خطاست! نمیشود بگویی نظر هر کدام محترم است و هر کس نظرش محترم است و کاری به دیگری نداشته باشد! اگر برادر در نظر خودش ایمان و یقین دارد باید که با خواهر خودش صحبت کند و او را از این اشتباه خارج کند و اگر خواهر دلایل محکمی برای نظر خودش دارد باید با برادرش صحبت کند تا او را با خودش همراه کند. نمیشود بگویی نظر هر کس محترم و کاری به کار دیگری نداشته باشید! این موضوع صد در صد در دنیا و آخرت هر دو نفر تاثیر دارد و یکی اهل نجات و دیگری اهل هلاک است! باید حق و باطل را بشناسیم.
بیا بالا
طرفداران نسبیت البته چیزهایی که نسبی هستند را مطرح میکنند. البته که برخی موضوعات سطحی و ظاهری نسبی هستند ولی ما اینجا داریم در مورد موضوعات عمیق و باطنی حرف میزنیم که قطعی و محکم هستند.
ما از «دامنه کوه» حرف نمیزنیم و در مورد «قله کوه» صحبت داریم. هر چه به لایه ظاهری و سطحی برویم چیزها نسبی هستند و هر چه به سوی عمق و باطن حرکت کنیم حقایق باطنی مطلق و محکم هستند. به مثال زیر توجه کنید:
ظاهری : پاچه شلوار : گشاد یا تنگ : نسبی است : بر اساس زمان : بر اساس مد
باطنی: دروغ : همیشه زشت است : صداقت همیشه زیباست : مطلق زیباست
در موضوعات معنوی و باطنی و در عمق زمان نداریم و مکان نداریم و فردیت معنی ندارد و مرد و زن نداریم و شرایط اجتماعی و فرهنگی مهم نیست! اینها همه موضوعات اعتباری هستند که در سطح و در موضوعات مادی مهم هستند ولی در عمق و در موضوعات معنوی مهم نیستند. ما از موضعی صحبت میکنیم که وحدت محض است و برای همه چیز یک جواب یکتا و محکم وجود دارد. بنابراین ما به این پرسش قدیمی که: «زیبایی آیا مطلق است یا نسبی؟» یک پاسخ جدید دادیم:
در موضوعات «ظاهری و سطحی و مادی» البته «نسبیت» بیشتر است.
در موضوعات «باطنی و عمقی و معنوی» «یک حقیقت مطلق» حاکم است.
ما ز بالاییم و بالا می رویم
ما ز اینجا و ز آنجا نیستیم
