دوشنبه سیاه ۷- مارمولک
-دوشنبه سیاه ۷- مارمولک
در درسهای قبل دو چالش «حجاب» و «فیلتر» را با هم بررسی کردیم و به این نتیجه مهم رسیدیم که «باور محکم» به یک «عقل برتر» ریشه اختلاف بین مردم گروه یک و دو است. در این درس چالش «مارمولک» را با هم بررسی میکنیم و همان الگوی مشتری «یک مطلق» را در تفاوت دیدگاه مردم یک و دو مشاهده خواهیم کرد.
گروه یک: راه خدا یکی بیش نیست!
«اسلام» «کاملترین دین» و «شیعه» «کاملترین مذهب» است.
دین در طول تاریخ بشریت همواره کامل شده است و با ارائه دین جدید دین قدیم منسوخ شده است. معنی ندارد کسی بگوید من میخواهم فقط تا کلاس چهارم که معلوم آن دو هزار سال قبل آن دین را آورده است زندگی کنم. دکتر کربن: دین شیعه تنها دین زنده جهان است که ارتباط آن با عالم ملکوت امروز هم برقرار است.
گروه دوم: همه راهها به خدا میرسد.
به تعداد انسانهای روی زمین راه برای رفتن به سوی خدا هست و همه راهها در نهایت به یک جا میرسند. ولی متاسفانه عدهای در کشور ما هستند که میگویند فقط دین اسلام و فقط شیعه دوازده امامی درست است و همه مکاتب دیگر را باطل یا نا کامل میدانند.
چه اشکالی دارد اجازه بدهید هر کس راه خودش را برود؟! یکی مسیحی است و دیگری یهودی و یکی طرفدار عرفان X و دیگری عرفان Yاست. همه ادیان و مکاتب خوب و درست هستند. اجازه دهید «هر کس هر راهی» دلش خواست انتخاب کند.
چند صدایی، صراطهای مستقیم و پلورالیسم دینی و نظریات اینگونه یا به وجود راههای مختلف برای دست یافتن به حقیقت معتقد هستند و یا فهم انسان را محدود میدانند و بنابراین روایتهای متفاوت از یک حقیقت واحد را قبول دارند.
مارمولک فیلم طنزی بود با این جمله معروف که: «راههای رسیدن به خدا به تعداد آدمهاست»
شاید از همان زمان هجوم بیسابقه «مکاتب فکری جدید» در ایران شروع شد. اشخاص و کتابها و مکاتب فکری بسیار متنوعی که همگی ادعای کمک به انسان در مسیر کمال و مدعی ارایه بهترین راه برای سعادت انسان بودند ظهور کردند.
عبارت «راه حرکت به سوی خدا به تعداد نفوس است» البته به این معنی نیست که همه ادیان و همه مکاتب درست هستند! بلکه معنی دقیق آن این است که هر شخص بسته به شرایط خودش استعداد و حالات روحی متفاوت دارد و بنابراین روش حرکت او با دیگران متفاوت است.
اینگونه فرض کنید شخصی در خیابان فروغی اصفهان زندگی میکند. او برای رفتن به تهران ابتدا به دروازه تهران و سپس به بزرگران اصفهان تهران وارد میشود. شخص دیگری که در خیابان پروین زندگی میکند از طریق چمران و سپس کاوه وارد بزرگراه اصفهان تهران میشود. البته که هر دو از «بزرگراه اصفهان-تهران» به سوی مقصد حرکت میکنند. صراط مستقیم که بزرگراه اصفهان-تهران است یکی است ولی راه فرعی که آن را «سبل» هم میگویند برای هر شخص متفاوت است.
کلمه حقی که از آن راده باطل میکنند!
همه حرفهای اشتباه و انحرافات همینگونه است.
همیشه از یک «عبارت درست» «نتیجه نادرست» «اراده میکنند!»
کلیپ تصویری : کلاس اصفهان ۲۲- گزیده ۱- اراده باطل
| گروه یک | گروه دو |
| فقط یک راه است که ما را میرساند و دیگر راه ها باطل هستند. برو آن یک راه را پیدا کن. | هر کس هر راهی دوست دارد انتخاب کند. چرا دیگران را محدود میکنید؟! همه راهها به خدا میرسد. |
| یک عرفان حقیقی داریم و بقیه عرفان کاذب است و راه شیطان است. | من خودم عقل دارم و میدانم چه راهی برایم خوب و چه راهی بد است. |
حتما تایید میفرمایید «مارمولک» یک چالش بسیار مهم و اساسی کشورمان است!
اگر فقط یک راه درست باشد دیگر جستجو در میان این هزاران هزار معنویت نوپدید و عرفانهای غربی و شرقی بیهوده خواهد بود! چه تعداد مردم عزیز کشورمان سالهای بسیار زیادی مشغول این عرفان و آن عرفان و این مکتب تربیتی و آن یکی هستند و عمر و هزینه و انرژی خودشان را در مسیرهای متفاوت هزینه میکنند؟! اگر فقط یک راه اصل و درست است آیا بهتر نیست همین «یک راه اصلی» را کامل و دقیق و عمیق بشناسیم و در همین مسیر حرکت کنیم؟!
أَأَرْبَابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ
«واحد مطلق محکم» بهتر است یا «کثیر نسبی متفرق»
در واقع همه تلاش ما در «مسیر بازگشت» یافتن پاسخ همین سوال بسیار مهم است که آیا فقط یک راه برای سعادت بشر و کامل شدن او هست یا راههای متفرقی هستند؟! اگر یک راه باشد باید آن یک راه را بشناسیم و اگر راههای متفاوت باشند باید تشخیص دهیم کدام راهها درست و کدام اشتباه است و موضوع تشخیص راه حق از باطل پیش میآید.
دشمن شماره یک دین حق
با آگاهی کامل و با تحقیق خدمت شما عرض میکنم که همه عرفانهای کاذب متحد با یک موضوع مشکل دارند و آن موضوع توسل و پذیرش واسطه است. همه میگویند چرا ما نمیتوانیم مستقیم از خود خدا بخواهیم؟ چرا باید امام را واسطه کنیم؟! این موضوع را در فایل دیگری کامل توضیح میدهم.
هزاران سکه تقلبی
«اهل یک» در موضوع عرفان یک اختلاف اساسی با «گروه دوم» دارند.
اهل یک: یک دین حق و یک عرفان حقیقی داریم و این «سکه اصل» است. صدها و هزاران مکتب انحرافی و «کپی ناقص» با «هدف خاص» از روی این سکه اصل ارائه میکنند. همان حرفهای اهل حق و عارفان الهی را کپی میکنند و یک اراده باطل پنهان در این سکه تقلبی خودشان دنبال میکنند.
حرف درویشان بدزدد مرد دون!
گروه دوم: همه مکاتب و مذاهب حقایق مشابه هم ارائه میکنند. ما میتوانیم از همه آنها چیزهایی یاد بگیریم و همه آنها برای ما مفید است. به عنوان مثال قرآن و مثنوی و عرفان سرخ پوستی و روانشناسی یونگ و صوفیان همه یک چیز را میگویند. ببین این حرفشان چقدر شبیه هم است و مثالهای متفاوتی اینجا برای شما میآورند.
حرف گروه یک این است که این حرفها در ظاهر شبیه حرف حق هستند ولی تفاوت ظریف و دقیقی با حرف حق دارند که اگر آنها دیده نشود خود باعث انحراف ما خواهد بود. در خصوص این مفهوم در فایل «سکه تقلبی» توضیحات بیشتری ارایه شده است.
هزار نقد به بازار کائنات آرند
یکی یه سکه کامل عیار ما نرسد!
یک سوال مهم : ما در مکاتب متفرق و متفاوت دنبال راه حق باشیم بهتر است یا در یک مکتب واحد کامل مطلق در جستجوی راه نجات خویش باشیم؟!
أَأَرْبَابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ
«واحد مطلق محکم» در مقابل «کثیر نسبی متفرق»
الگوی مشترک : یک مطلق
ما باید به این ۳ سوال اساسی پاسخ دهیم:
- او یا من؟
- یک یا چند؟
- مطلق یا نسبی؟
در همه چالشهایی که تا کنون بررسی کردیم و همه چالشهای بعدی به وضوح مشاهده میفرمایید که «گروه یک» همواره میگوید «او» «یک» و «مطلق» در حالی که گروه دوم حرفش این است که «من» «چند» و «نسبی» و این الگوی مشترک مهمی است که در این درس آن را یافتیم.
برای گروه اول «او» که «مطلق» است و «یکی» است همان «عقل برتر» است
برای گروه دوم همیشه خواست «من» مهم است که «نسبت» به شرایط متفاوت است و «چند» است.
گروه یک همیشه به «یک» یا به «یک نفر» که عقل برتر است اعتقاد دارند.
گروه دوم به «چند» یا «چند صدایی» فکر میکنند و چند صدایی در مقابل یک صدایی قرار میگیرد.
گروه یک به یک الگوی «هر چی یکی» ایمان دارند
گروه دوم همیشه به یک الگوی «هر کی هر چی» باور دارند
گروه یک دومیها همیشه به «قطعیت» باور دارند.
گروه دو همیشه به نوعی «نسبیت» باور دارد. واحد مطلق در مقابل کثیر متفرق قرار گرفته است.
گروه یک به یک «عقل برتر» رجوع میکند و آن را «مطلق» قبول دارد در حالی که «گروه دوم» همیشه «عقل خودش» و «خواست خودش» را مقدم بر دستور «عقل مطلق» میداند. به عبارت روشن تر گروه اول همیشه اطاعت امر از یک عقل مطلق را واجب میداند در حالی که گروه دوم مطابق خواست خودش و با عقل خودش تصمیم میگیرد.
الگوی مشترک در واقع همان «حقیقت بنیادی ۱: یک» است که قبلا با هم مطالعه کردیم.
همین الگوی جدول بالا را در همه چالشهای دیگر به سادگی میتوانید مشاهده فرمایید…
خلاصه و نتیجه
| او / یک / مطلق | من / چند / نسبی | |
| ۱-حجاب | -به یک «عقل برتر» ارجاع میکند که گفته است اینگونه بپوشید و آنگونه خیر-به یک حرف محکم و قطعی اعتقاد دارد که هر چه او گفته است.-اطاعت امر از یک حاکم مطلق | -عقل من برای تشخیص نوع پوشش منکافی است.-هر کی هر چی دلش بخواهد بپوشد و به کسی ربطی ندارد.- اطاعت نفس هر چه دل من بخواهد. |
| ۲-فیلتر | -این محتویات مطلق خوب و آن مطلقبد است.-او که عاقلتر و عالمتر است در مورد محتوای قابل انتشار برای عموم تصمیم بگیرد. | –هر کی خودش تصمیم بگیرد چه خوب و چه بد است.-دوست ندارم دیگری در مورد سایت و محتوای خوب و بد برای من تصمیم بگیرد. |
| ۳-نسبیت | –یک حقیقت مطلق هست و همه باید از او اطاعت کنند. | -همه چیز نسبی است و عقیده هر کسمحترم است. |
| ۴-مارمولک | -فقط یک راه دین حق است. | –همه راهها به خدا میرسند. |
