شمس دین,  مسیر بازگشت

علم

-من یک شیئ هستم. 

حقیقت من نوری یک متری است.

 (۴=۲+۲) یک شیئ است و حقیقت آن یک نور یک میکرونی است.

من وقتی به قانون جمع ۲ + ۲ «علم» پیدا می‌کنم یعنی نور من «یک میکرون وسیع می‌شود» و این نور یک میکرونی بخشی از نور «یک متر و یک میکرونی» من شده است و این «حقیقت علم» است. من همه چیزهایی که به آنها علم دارم را درون خودم دارم. من مجموعه‌ای از نورهای درون خودم هستم. من مجموعه‌ای از علم های درون خودم هستم و این «حقیقت من» است و «حقیقت من علم» است و «حقیقت من نور» است.

   در مورد حقیقت علم و حقیقت نور اگر خداوند یاریمان کند خیلی بیشتر حرف داریم ولی در این درس صرفا موضوع شامل شدن و احاطه نوری بر نورهای دیگر را با هم بررسی می‌کنیم.

حقیقت نوری

   حال که من قانون جمع را یاد گرفتم یک «نور یک متر و یک میکرونی» شدم. فرض کنید دوست من همه علوم من را دارد و علاوه بر آن به «ریاضیات عالی» و «فلسفه الهی» و «نجوم» و «پزشکی» هم کامل مسلط است. «حقیقت نوری» دوست من یا «مقام نوری» دوست من مثلا یک «هاله نوری ده متری» است. «مقام نوری یک متری» من درون «مقام نوری ده متری» دوستم شناور است.

   حالا سوال این است که: «آیا من به دوستم علم دارم؟»

   سوال مهم این است که : «آیا من می‌توانم دوستم را درک کنم و بفهمم؟» و پاسخ این است که غیر ممکن است من با «حقیقت نوری یک متری» خودم بتوانم «حقیقت نوری ده متری» دوستم را درک کنم! تنها راهی که من می‌توانم دوستم را «بشناسم» و او را «درک کنم» و به او «علم پیدا کنم» این است که من باید «وسیع شوم» و «بزرگ شوم» و «گسترده شوم» تا بر نور دوستم منطبق شوم.

   به عبارت بهتر من باید او بشوم تا بتوانم به او علم پیدا کنم.

   علم دوست من احاطه دارد بر من و من هرگز نمی‌توانم به او علم داشته باشم مگر اینکه خودم بزرگ شوم و خودم او شوم و این «مفهوم حقیقی علم» است. غیر ممکن است به چیزی علم پیدا کنی مگر اینکه:

  1. او شوی یا
  2.  بر او محیط شوی

یادتان هست «سلول کوچولوی» آدم نمیتوانست هیچ از برنامه و خواست «آدم» سر در بیاورد؟! مثلا مقام نوری سلول چشم ۱ واحد و مقام نوری چشم ۱۰۰ هزار واحد و مقام نوری سیستم بینایی ۱۰۰۰ میلیون واحد و مقام نوری آدم ۳۷ هزار میلیارد واحد است. سلول چشم اگر بخواهد ببیند باید بزرگ شود و چشم شود یا سیستم بینایی شود و یا آدم شود و این مفهوم «حقیقت علم» است. ما با استفاده از مثال بالا ۲ واژه جدید «حقیقت نوری» و «مقام نورانیت» را هم تعریف کردیم و در ادامه بیشتر این مفاهیم را شرح می‌کنیم.

شیئحقیقت نوری یا مقام نورانیت
سلول چشم۱
چشم۱۰۰ هزار
سیستم بینایی۱۰۰۰ میلیون
آدم۳۷ هزار میلیارد

مقام نورانیت

         هر «چیزی» یک «حقیقت نوری» دارد که به آن «مقام نورانیت» هم می‌گوییم.

         «مقام نورانیت شیئ» «حقیقت شیئ» است و «عقل» یا «روح» اوست. اصل وجود اوست.

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *