دوشنبه سیاه ۴- حجاب
-دوشنبه سیاه ۴- حجاب
«حجاب» همیشه یکی از مهمترین چالشهای اساسی کشور عزیزمان ایران بوده است.
گروه یک: «یک دستور» محکم و مطلق داریم: «زن نباید جذابیت خود را عمومی نمایش دهد!»
گروه دو : در کشور ما یک «گروه حداقلی» هستند که به همه چیز مردم کار دارند! در همه چیز خودشان را «عقل کل» میدانند و میخواهند نظر و عقیده خودشان را به دیگران تحمیل کنند! به شما چه ربطی دارد که من چگونه لباس میپوشم؟! من یک انسان آزاد هستم و دوست دارم اینجوری لباس بپوشم. شما هر جوری دلت میخواهد لباس بپوش و برای خانواده خودت تعیین تکلیف کن که چگونه لباس بپوشند. خداوند من را آزاد آفریده است و من دوست دارم هر جور راحت هستم لباس بپوشم و به خیابان بیایم.
گروه یک: البته که به کسی ربطی دارد! زندگی ما اجتماعی و حرکت ما جمعی است. ما همه به هم مربوط هستیم و یک پیکر واحد هستیم. خطا و اشتباه دیگری در من تاثیر دارد. ما یک وجود واحد هستیم و همه به هم ربط داریم.
پدر چهل و چند ساله گروه یک نگران زندگی آینده فرزندانش است و میگوید: «وقتی پسر جوان من اینگونه دختران جوان را که استادانه جذابیت جنسی خودشان را در خیابان به نمایش میگذارند نگاه میکند مسلم است که تحریک میشود و مسیر عادی زندگی و پیشرفت انسانی را نمیتواند سپری کند. یک پسر بیست ساله که از صبح تا شب چشمش به صدها دختر آنچنانی میافتد آیا چه تاثیری در او خواهد داشت؟! در این سن امکان ازدواج ندارد و اینگونه تحریک جنسی آیا چه آسیب جسمی و روانی در او ایجاد میکند؟!»
دختر خانم گروه دوم در پاسخ میگوید: «شما به پسر خودت بگو چشم خودش را کنترل کند و نگاه نکند تا تحریک نشود! اگر پسر شما اینقدر ضعیف است که با یک نگاه کردن اینگونه تاثیر پذیر است گناه من چیست؟! شما به پسرتان آموزش بدهید که در خیابان چشمهای خودش را کنترل کند!»
واقعا آیا حق با کدام طرف است؟! آیا آن دختر جوان باید آزادی خودش را محدود کند و با پوشش مناسب به خیابان بیاید یا این پسر جوان باید چشم خودش را کنترل کند و نگاه نکند؟! حتما قبول دارید که این یک چالش بسیار اساسی و حتی استراتژیک در کشور ماست. البته که این نزاع و گفتگو بین دو گروه «دائم در جریان» است و «بیپایان» ادامه دارد…
موضوع ما در این بخش بررسی همه جوانب این چالش نیست. موضوع بسیار مهمتری را بررسی میکنیم و با کنار هم قرار دادن مهمترین چالشهای کشور در جستجوی «الگوی مشترک» و «قوانین ثابت» هستیم.
| گروه یک | گروه دو |
| به دستورات دین در خصوص نحوه پوشش اعتقاد دارد و دستور دین را مهمتر از خواست خودش میداند. | هر کی هر چی دوست دارد بپوشد و به دیگران مربوط نیست. دستور هزار سال قبل برای زندگی اکنون من نیست. |
| به قوانین محکم و قطعی دین باور دارد و اطاعت از دستورات شریعت را لازم میداند. | خودم تشخیص میدهم کدام پوشش برای من مناسب است و قیّم نیاز ندارم. |
| اعتقاد محکم دارد که مطلقا نوع پوشش اینگونه و مطابق این دستور باید باشد. | پوشش هر شخص نسبت به زمان و مکان و فرهنگ و کشور و… متفاوت باید باشد. |
| عقل برتری را قبول دارد و اطاعت از او را واجب میداند. | عقل من برای تشخیص نوع پوشش من کافی است. |
| او،عقل برتر،هر چه او بگوید،اطاعت امر مطلق از دین | من،عقل من،هر چه من دوست دارم،هر کی هر چی دوست دارد |
انتخاب سخت
البته که «اجرای دستور» و «اطاعت امر» همیشه آسان نیست و مخالف دارد!
پدری که محدودیت یک ساعت برای تماشای تلوزیون فرزندش تعیین میکند در حقیقت میخواهد او را از حد رها کند و دنبال رشد و تعالی فرزندش است. البته که فرزند این حد را دوست ندارد و نهایت تلاش خودش را برای شکستن این حد انجام میدهد. همیشه و همواره اطاعت امر سخت است و با اکراه پذیرفته میشود. این کاملا طبیعی است چون «نفس سرکش» است و نیاز به تربیت دارد و کار دین دقیقا همین «تربیت نفس» است.
البته که نفس سرکش است و میخواهد خودش را نشان دهد و حد حجاب را نمیپذیرد!
البته که نفس سرکش است و میخواهد چشم چرانی کند و حد سر به زیر بودن را نمیپذیرد!
اشتیاق بسیار زیاد برای تماشای تلوزیون یا بازی با موبایل در واقع حد فرزند است. همه ما تجربه کردیم بچه را اگر رها کنید میخواهد صبح تا شب تلوزیون تماشا کند یا با گوشی بازی کند! آیا غیر از این است؟! پدری که برای او حد قرار میدهد در واقع میخواهد حد او را بشکند تا نامحدود شود و رشد کند. بچه ولی با همه وجود مخالفت میکند و هر کاری میکند تا حد یک ساعت را بشکند! تا خودش را هلاک کند!!
بچه میلرزد از آن نیش حجام
مادر مشفق در آن دم شادکام!
حالا سوال این است که «حجاب» و «کنترل چشم» چگونه انسان را بیحد میکند و رشد میدهد؟! این موضوعی است که در درس آخر «دوشنبه سیاه» به آن خواهیم پرداخت. درس آخر پاسخ همه چالشها را به صورت مختصر ارائه میکند. در این درسها بیشتر دنبال کشف الگوی مشترک میان ۹ چالش اساسی کشور عزیزمان ایران بودیم و دانستیم که «الگوی مشترک» همه چالشهای مطرح شده:
«باور محکم» به «یک» «عقل برتر» است.
