انسان کامل,  داستان بلند,  دلیل حقانیت,  علامه حسن زاده آملی,  یک شاه یک راه

تاکسی رامسر تهران

-توی تاکسی بین شهری و در مسیر تهران بودیم. آقایی که خودش را کارشناس و محقق تاریخ معرفی کرده بود از ابتدای مسیر برای راننده و مسافر صندلی جلویی سخنرانی گرم و کوبنده‌ای را شروع کرده بود و هر چه به تهران نزدیکتر می‌شدیم بر هیجان و گرمی کلامش افزوده می شد.

همان حرفهایی که این روزها زیاد شنیده میشوند که ما دین نیاز نداریم و اسلام برای عرب‌های جاهلیت هزار و چهارصد سال قبل بوده است و قرآن در طول تاریخ تغییر کرده است و…

این آقای کارشناس و محقق تاریخ به آن دو گوش دیگر که شنوای حرفهایش شده بودند توضیح می‌داد که من با دلایل عقلی برای شما استدلال می کنم که دین اسلام باطل است و من اثبات کرده‌ام که اسلام و قرآن اشتباه است و بعد افزود که هیچ اسناد تاریخی هم وجود ندارد که امام یازدهم شیعیان فرزندی داشته باشند یا حتی ازدواج کرده باشند و حرفهای دیگری از همین جنس که این روزها در تاکسی و اتوبوس برای بچه‌های من و شما زیاد تعریف می‌کنند. 

این روزها آنها که خودشان را اهل مطالعه و تحقیق می‌دانند برای فرزندان بی‌نوای ما که مطالعه کافی ندارند عجیب یکه تازی می‌کنند و کسی هم نیست با زبان امروزی و قابل فهم برای این بچه‌های معصوم بی‌گناهمان حقایق دین را تشریح کند. به هر سو بروی و نگاه بیاندازی سیگنال منفی در جهت تخریب هر چه بیشتر دین و معنویت اصیل موج می‌زند!

من تنها فرد ساکت این تاکسی بودم و با گوشی «شرح اشارات و تنبیهات» «خواجه نصیرالدین طوسی» که «پاسخ نقدهای فخر رازی» به کتاب «شیخ الرئیس ابن سینا است» را با توضیحات حضرت استاد «علامه حسن زاده آملی» می شنیدم. فکرش را بکنید حدود ۶۰۰ ساعت فایل صوتی داریم که با شنیدن آن همزمان با تفکر ۴ اندیشمند بزرگ تاریخ آشنا می‌شویم:

  1. شیخ الرئیس ابو علی سینا
  2. اشکالات فخر رازی، امام المشککین
  3. پاسخ های خواجه نصیرالدین طوسی به اشکالات فخر رازی
  4. شرح و توضیحات علامه حسن زاده آملی 

گوینده تاکسی رامسر به تهران اما فعلا یکه تاز این مسیر شده بود و بسیار هیجان زده شده بود و خیلی هم دوست داشت من را به بحث خودشان وارد کند و از من سوال کرد این چیست که از ابتدای راه میشنوم و هیچ توجهی به بحث ایشان ندارم؟!

به او گفتم: «همین چیزهایی است که شما آن را قبول ندارید!»

گفت: «یعنی حرفهای من را قبول نداری؟»

پاسخ دادم: «خیر همه اشتباه هستند.»

او پرسید: «من چگونه اسلام و قرآن را قبول دارم؟؟»

ابتدا تلاش کردم چند تا از اشتباهات واضح و روشنی که در چند ساعت گذشته در گفته هایش بود را به خودش و دیگران توضیح بدهم مثلا اینکه گفته بود: «ابن سینا در آخر عمرش همه گفته‌های قبل خودش را رد کرده است!» این حرف گوینده در تاکسی عجیب بی اساس و فریبنده‌ بود!

برایش توضیح دادم که «شیخ الرئیس» فیلسوف بزرگ دنیای اسلام است که از راه برهان و استدلال و عقل حرکت می‌کند و  در پایان عمرش علاوه بر اینکه فیلسوف بود، عارف هم شد و «مقامات العارفین» نوشت. برایشان چیزهایی که از حضرت استاد یادگرفته بودم و به نظرم فهم و درک این مطلب بسیار کلیدی و بنیادی است را توضیح دادم که: «فلسفه و عرفان در مقابل هم نیستند. فلسفه، عرفان و قرآن از هم جدا نیستند و بر هم منطبق هستند و توضیحات دیگری که در فایل صوتی زیر می توانید بشنوید را تلاش کردم با زبانی ساده برای راننده و دو مسافر دیگر توضیح بدهم.

            از او سوال کردم عقل و منطق و استدلال شما آیا قوی تر از «شیخ الرئیس ابن سینا» است؟؟ آیا فهم و عقل شما کاملتر و قوی تر از «معلم دوم بشر حکیم ابو نصر فارابی» است؟؟ چون شما فرمودید ثابت کرده‌اید که اسلام و قرآن باطل است است این سوالات را از شما می‌پرسم که آیا شما بیشتر و بهتر از «ابن عربی» و «ملاصدرا» میفهمید و چیزی شما دانسته‌ای و استدلال کرده‌ای که ایشان نفهمیده بودند؟!

            پاسخی نداشت که بگوید جز اینکه گفت من زیاد در این زمینه ها که شما گفتی مطالعه ندارم ولی یک دوستی دارم که او زیاد مطالعه کرده است و شما لطفا بیایید یک جلسه با این دوستم صحبت کنید و ما هم باشیم تا چیزی یاد بگیریم!

            دقت کنید کسی که خودش را محقق و اهل مطالعه معرفی کرده بود اکنون معلوم شد که مطالعه‌ای نداشته است و یک دوستی دارد که در گوشش چیزهایی گفته است و آن چیزها به مزاجش خوش آمده است و این البته شهوت کلام است که اینطرف و آنطرف بنشیند همان حرفهای بی اساس و اشتباهات فاحش را برای مردمی که مثل خودش اهل مطالعه و کتاب نیستند تکرار کند و این درد بزرگ اجتماع اکنون ما است.

«تکرار حرفهایی که شنیده‌ایم و خوشمان آمده است بدون اینکه به درستی آن حرفها یقین داشته باشیم» درد بزرگ جامعه اکنون ماست. هزاران و صد هزاران آدم های بی مطالعه و بی اطلاع اینگونه هستند که خداوند نعمت خوب حرف زدن به ایشان داده است و شهوت کلام ایشان را بر مسند وعظ و خطابه توی تاکسی و میهمانی قرار می دهد.

            به او گفتم من مسلمان هستم و پیرو قرآن هستم چون:

  • حکیم ابونصر محمد فارابی
  • حکیم ابوالقاسمی فردوسی
  • شیخ الرئیس ابوعلی سینا
  • شیخ اشراق شهاب الدین سهروردی
  • خواجه نصیرالدین محمد طوسی
  • شیخ اکبر محی الدین ابن عربی
  • شیخ فریدالدین عطار نیشابوری
  • مولانا جلال الدین محمد بلخی
  • خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی
  • صدر المتالهین ملاصدرای شیرازی

ایشان همه مسلمان و پیرو قرآن هستند. به قول حضرت استاد برای من و شما همین که شیخ الرئیس و فارابی و ملاصدرا بگویند این «دین حق» است کافی است.

این مسافر محقق اهل مطالعه ما که بعدا معلوم شد خودش مطالعه نداشته است و یکی از دوستانش مطالعه داشته است آدم منصفی بود و ساکت بود و فقط منتظر بود تا در جلسه‌ای با حضور آن دوست با مطالعه‌اش حاضر شویم. من تقریبا مطمئن هستم منبع مطالعه آن دوست هم چند صفحه اینستاگرامی بیش نیست چرا که جنس اینگونه حرفها خیلی خوب برایم مشخص است. «جنس و بوی» حرف باطل روشن و آشکار است الحمد لله رب العالمین.

«حرفهای کوتاه» «توخالی» «بدون عمق» که مخصوص «توییتر» و «اینستاگرام» تولید می‌شوند با موزیک ویدئوهای جذاب شبانه روز در حال انتشار در میلیون ها شبکه اجتماعی هستند و من به اینها می‌گویم «حکمت های هفتاد کارکتری» که موضوع داستان دیگری است.

نزدیک تهران بودیم که به او گفتم:

البته که شما در جستجوی ایشان در تاریخ نمی‌توانید باشید! 

او را باید در درون خودت «شهود» کنی و بیابی که این راه «عارفان» است یا باید با «برهان عقلی» اثبات کنی که این راه فیلسوفان است و یا باید به «دلایل نقلی» بزرگان تاریخ اعتماد کنی که این راه پیروان «شریعت» است.

۱- او را باید «شهودی» در درون خودت پیدا کنی مثل هزاران عارف جان سوخته که چنین پیموده‌اند.

۲- یا باید «عقل قوی» و کارکرده داشته باشی و با برهان فلسفی وجود ایشان را اثبات کنید آنچنان که «گوته آلمانی» و «دکتر کربن فرانسوی» چنین پیموده اند.

۳- یا باید به «نقل مکرر بزرگان تاریخ» اعتماد کنی و من راه چهارمی نمی شناسم.

چگونه است که «دکتر هانری کُربن» استاد دانشگاه سُربن که مسلط به همه ساختارهای فلسفی دنیای غرب است از راه استدلال و برهان فلسفی وجود انسان کامل را اثبات می‌کند و از او حرف می‌زند و به ایران سفر می‌کند و «قال الصادق و قال الباقر» ذکر هر شب او می‌شود و «صحیفه مهدیه» می‌خواند و خودش را پیرو امام زمان معرفی میکند؟! چگونه است «گوته شاعر و فیلسوف آلمانی» در مسیر تکامل خودش به «علی ولی الله» میرسد و نام ایشان را مشق میکند و چگونه است که «ویکتور هوگو فرانسوی» در خصوص جانشین پیامبر اسلام علی ابن ابی طالب ع آنگونه با جزییات شعر می‌سراید؟!

چون: «مسیر خدا یکی بیش نیست!‌ اگر کسی درست حرکت کند به همین جا میرسد.»

یادمان باشد که ایشان را «سرّ امامیه»‌ نامیده‌اند! 

کارشناس تاریخ محقق ما اگر واقعا جستجو کرده باشد در تاریخ دنبال ایشان گشته است در حالی که همه مراحل تولّد ایشان چون «سرّی مخفی» انجام شده است. همه مراحل از جستجو و خواستگاری از آن «دختر شاهزاده روم» که از طرف مادر از نوادگان شمعون از «حواریون مسیح» بود و اینکه چگونه معجزه آسای از سوی خداوند به همسری امام یازدهم ما برگزیده شدند تا ازدواج و تولّد فرزند و… همه این مراحل به دلایل دقیق و مشخص مخفیانه انجام شده است. من نمی‌دانم اینکه می‌گویی اسناد و دلایل تاریخی نیافته‌ای هم مانند دیگر استلال شما قرض گرفته از دوست محترمتان است یا خیر ولی اگر حتی اینگونه باشد که اسناد تاریخ در این خصوص کافی نباشد من تعجب نخواهم کرد چرا که همه نزدیکان ایشان به عمد شکل گیری این ازدواج و تولد فرزند را مخفی نگه داشته‌اند و اگر می‌خواهی بیشتر و مفصل در این خصوص بدانی «کتاب نهج الولایه» از «حضرت استاد علامه حسن زاده آملی» را باید مطالعه کنید.

حضرت استاد در این کتاب ابتدا با «برهان عقلی» لزوم وجود انسان کامل در روی زمین را بدون اینکه به مصداق آن اشاره کنند اثبات می‌کنند چرا که «وظیفه برهان» بیان اصل کلی است و نه تعیین مصداق جزیی و در این خصوص گفته‌های «شیخ الرئیس ابوعلی سینا» و «محی الدین ابن عربی» را هم می‌آورند و در ادامه به روایات متعدد و فراوان برای تعیین مصداق ایشان می‌پردازند.

در هر صورت من یقین می‌کنم به وجود انسان کامل وقتی:

۱- «دلایل شهودی عارفان» بزرگ وجود حضرتش را نشانمان داده است.

۲- «دلایل عقلی فیلسوفان» بزرگ وجود انسان کامل را اثبات کرده است.

۳- «دلایل نقلی کافی» از ۱۲ انسان کامل دیگر داریم که «امام قائم» را به ما خبر داده است.

دوست عزیزی که اینجا را می‌خوانی که امیدوارم بهره‌ای هرچند ناچیز از شب و روز تولد ایشان نصیب من و شما شود، همه داستان آقای توی تاکسی را برایت تعریف کردم تا شاید بتوانم این حقیقت بسیار بنیادی و اساسی را برایت روشن کنم که:

همه حقایق دین همین گونه هستند که همزمان توسط «شهود عارفان» و «عقل فیلسوفان» و «نقل بزرگان» تایید می‌شوند. عرفان، فلسفه و قرآن و روایات ۳ رشته مجزای علمی یا ۳ راه متفاوت ادراکی نیستند بلکه همه یک چیز هستند و کاملا بر هم منطبق هستند. فیلسوف کامل امام است و امام همان قرآن است. من به وجود ایشان یقین میکنم چون ۱- عرفان ۲- برهان ۳- کلام انسان کامل وجود ایشان را تایید می‌کند.

عرفان، برهان و قرآن از هم جدا نیست و کاملا بر هم منطبق است و این چیزی است که در بیان شیوای «حضرت استاد علامه حسن زاده آملی» در مراسم بزرگداشت «حضرت استاد علامه طباطبایی» در فایل صوتی زیر خلاصه آمده است:

این فایل صوتی را حتما بشنوید و روی آن تفکر کنید و این عیدی شب تولد امام باشد از طرف من برای شما و اگر چیزی از این فایل نصیب شما شد لطفا من را هم دعا بفرمایید و اگر این حرف حضرت استاد در جان شما نشست و آن را درک کردید بدانید که دکترهای فلسفه زیادی که ۳۰ سال فلسفه تدریس کرده‌اند هستند که هنوز این را درک نکرده اند و عارفان زیادی با کشف و کرامات آنچنانی هستند که این را شهود نکرده‌اند و البته پیروان شریعت زیادی هستند که به درک و فهم این اساسی ترین مفهوم دین موفق نشده‌اند و برای همه ایشان و برای خودمان دعا کنیم که تا لایق فهم این «حقیقت بنیادی» شویم ان شاء الله.

در پایان لطفا اگر در تاکسی یا جایی با چنین اشخاصی برخورد کردید که در اوهام خودشان اثبات کرده بودند اسلام و قرآن چه هستند و حرفهای بی اساس اینگونه شنیدید لطفا ایشان را به صفحه «دلایل آشکار حقانیت» و «این دین حق است» در آدرس زیر ارجاع دهید. در این صفحه چیزهایی هست که هیچ آدم عاقل و منطقی را دست خالی بر نمی‌گرداند اگر البته «نفس سلیم» داشته باشد و این را هم بدانید که نفوسی هستند که از مسیر سلامت خودشان به کلی خارج شده‌اند و ایشان را «حرف حساب» هرگز سودی نمی‌دهد و ایشان همواره دنبال بحث و جدّل بیهوده و ارضای شهوت کلام و خودنمایی خودشان هستند تا کدام دست قدرت الهی آیا بتواند ایشان را نیز بیدار کند ان شاء الله.

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *