حقیقت بنیادی ۱- یک
–کلاس اصفهان ۲۲- علم کل
همه ما البته دنبال یافتن «حقیقت مطلق» و «قوانین محکم» هستیم.
کل «مسیر علم» و حرکت «تکامل بشر» همین است که «قوائد محکم» و «حق مطلق» را بشناسد.
«یک حق مطلق» و «یک قائد محکم» در این هستی «حاکم» است و «پادشاه جهان» است و ما همه به سوی آن «یک» و ما همه در جستجوی آن «یک» هستیم. «مسافر آنسو» هستیم و به سوی «حقیقت مطلق» در «حرکت» هستیم. یعنی میخواهیم «حقایق مطلق عالَم» را بشناسیم.
در مقابل یک جریان فکری آلوده که «وارونه حرکت» میکند در تلاش است تا به ما القاء کند که «هیچ حقیقت مطلقی در جهان نیست!» و همه چیز نسبی است!! ما به این فکر آلوده «نسبیت عام» میگوییم که یک «ویروس رایج معنوی» در جامعه ما و در جهان است.
نظریه همه چیز
Everything Theory
در «فیزیک کوانتوم» یا «جهان ریز مقیاس» قوانین ریاضی و فیزیکی کاملا متفاوت از «اختر فیزیک» یا «جهان درشت مقیاس» حاکم است. قوائد ریاضی «اختر فیزیک» و «کوانتوم فیزیک» با هم فرق دارند.
«قوائد متفرق» بهتر است یا «نظریه واحد همه چیز»؟!
دانشمندان زیادی در طول تاریخ در جستجوی «نظریه واحد محکمی» هستند که همه جهان را با یک «قائده واحد» توصیف کند. آیا میتوانیم «یک فرمول واحد» پیدا کنیم که در جهان «ریز مقیاس» و «درشت مقیاس» در هر دو حاکم باشد؟! آیا میتوانیم «نظریه همه چیز» را کشف کنیم؟
البته حتما میتوانیم!
به یقین میدانیم «تئوری همه چیز» وجود دارد و روزی بشر آن را کشف خواهد کرد.
هدف زندگی ما همین است که آن «قائده محکم واحد» که «حاکم مطلق» جهان است را کشف کنیم.
«قوائد ثابت» و «محکم مطلق» در این هستی حاکم است و ما اینجا در جستجوی این قوانین محکم حاکم در عالم هستیم.
بارها در شرایط مختلف آزمایش کردیم و فهمیدیم که: «آب نزدیک صد درجه به جوش میآید و این قائده را به عنوان یک قانون علمی نوشتیم و فرمول آن را به عنوان یک کشف علمی جدید برای خودمان ثبت کردیم:
T ~ 100
عدهای اما در ما این تردید را ایجاد کردند که معلوم نیست همیشه اینگونه باشد!
حرفشان این است که چون همه شرایط و در همه جای جهان آزمایش نکردهایم معلوم نیست که چنین قانون ثابتی وجود داشته باشد! شاید در مکانی دور افتاده در قطب جنوب یا در آفریقا اینگونه نباشد! خودشان سه هزار متر رفتند روی کوه و دیدند که آب در ۹۰ درجه به جوش میآید و این «علم صحیح» را اینگونه «تفسیر اشتباه» کردند: «همه چیز نسبی است و شما نمیتوانید مطلق بگویید آب در صد درجه به جوش میآید!»
حرف حقی گفتند ولی نتیجه باطلی اراده کردند!
این حقیقت که در شرایط متفاوت درجه جوش آب متفاوت است البته حرف درستی است ولی اینکه نتیجه بگیری که: «همه چیز نسبی است و حقیقت مطلق وجود ندارد» البته یک فریب قدیمی است. یک حقیقت مطلق در «مرتبه بالاتر» و یک «فرمول کاملتر» هست که این شرایط جدید را هم به خوبی بیان میکند و در همه شرایط صادق است. آن فرمول بالاتر حاکم مطلق است.
«شک و تردید» جهنم و «ایمان و یقین» بهشت است.
«شک و تردید» بیماری و «ایمان و یقین» سلامت است.
ما و نهاد ما و درون ما و نفس ما تردید و شک و دو دلی را دوست ندارد!
ما در جستجوی بهشت هستیم و به سوی ایمان و یقین در حرکت هستیم.
من و تو عزیزم اینجا در جستجوی آن حاکم مطلق هستیم. در جستجوی بهشت و سلام هستیم.
فرمول واحدی را کشف میکنیم که درجه جوش آب را در فشار هوای متفاوت برایمان بیان میکند. میدانیم که این فرمول واحد وجود دارد. یک قانون محکم واحد و یکتا در هستی برای همه چیز جاری است. باید تلاش کنیم و حرکت کنیم تا آن را پیدا کنیم.
T ~ 100+28Log(P/101.3)
فرمول جدید را که یافیم آرام شدیم. خوشحال شدیم. سلامت شدیم.
آنکس که شک در ما ایجاد کرد البته کار ما را سختتر کرد ولی در نهایت کار آسان شد.
همان شکّ شکّاکان ما را به حرکت واداشت تا توانستیم فرمول مرتبه بالاتر را کشف کنیم.
کار شیطان عزیزم همین است که وسوسه و تردید در ما ایجاد کند و اینگونه سبب تلاش و حرکت در ما میشود تا آن فرمول مرتبه بالاتر را کشف کنیم و در نهایت آرام و سلام شویم.
اگر سوفسطاییان در زمان افلاطون نبودند تا سفسطه کنند و در همه چیز شک و تردید ایجاد کنند «منطق محکم ارسطو» ایجاد نمیشد تا بیش از دو هزار سال منطق حاکم در جهان ما باشد.
«امام الشکاکین» «فخر رازی» اگر نبود تا در فلسفه شیخ الرئیس اشکال کند، خواجه طوس آنگونه در تلاش و تکاپو نبود تا همه اشکالات فخر رازی را به خوبی پاسخ دهد. و در نهایت همین اشکال و پاسخ فخر رازی و خواجه طوس ماده اولیه مورد نیاز برای «محمد صدرای شیرازی» شد تا «حکمت متعالی» خود را پایه ریزی کند تا هفتصد سال حاکم مطلق «فلسفه اسلامی» شود.
بنابراین شک و تردید مقدمه حرکت به مرتبه بالاتر است.
البته گاهی شک و تردید انسان ضعیف و نا آگاه را به مرتبه پایینتر پرتاب میکند.
شما یک اصل علمی یا قانون کلی در دست دارید. وسوسه یک شک و تردید در شما ایجاد میکند. شما پس از این ۲ راه پیش روی دارید:
- راه سخت : تلاش کنید و خودتان را به مرتبه بالاتر برسانید و قانون محکمتر را پیدا کنید.
- راه آسان و تنبلی : بابا ولش کن! اصلا همه چیز نسبی است!! قانون محکمی در جهان نداریم!!!
این البته آسان است بگویی: «هیچ مطلقی در جهان وجود ندارد. هیچ ارتباطی بین این دو موضوع وجود ندارد.» سخت این است که بگویی: «همه چیز قانون مشخص دارد. همه چیز به همه چیز ربط دارد. من باید جستجو کنم و ربط آن را به دست بیاورم و فرمول آن را پیدا کنم.»
وقتی «دکتر لطفی زاده» استاد ایرانی دانشگاه برکلی آمریکا «منطق فازی» را به جهان معرفی کرد، «منطق ارسطو» کنار گذاشته نشد بلکه کاملتر شد. مسیر «علم حقیقی» همیشه همینگونه است که همواره در حال کاملتر شدن و رفتن به «مراتب بالاتر» است. حقایق علمی هرچه به منبع اصلی علم نزدیکتر باشند، با هم سازگارتر و در یک راستا هستند.
«منطق فازی» میآید و «منطق ارسطو» را کاملتر میکند و مبنایی برای هوش مصنوعی میشود.
ما همواره دنبال آن حقیقت برتر و قانون محکم و حق مطلق هستیم تا جهان پیرامون خود را و خود را بهتر بشناسیم. کل مسیر علم و دانش بشریت همواره همین است که آن قوانین محکم و حقایق روشن را پیدا کند که «آن نگار» در «افق مبین» دیده است.
شما صاحبی دارید که چیزی بر او پوشیده نیست!
او در افق روشن به وضوح حقیقت مطلق را دیده است.
خلاصه و نتیجه
حقیقت مطلق وجود دارد و ما به دنبال حقایق مطلق عالم هستیم.
در درسهای آینده وقتی به یک حقیقت مطلق یا اصول بنیادی رسیدیم آن را شماره گذاری میکنیم و برای خودمان به عنوان حقایق محکم هستی ثبت میکنیم. موضوع این درس «حقیقت بنیادی ۱» بود که آن را «یک» نامیدیم.
مقابل هر «حقیقت بنیادی» یک یا چند «ویروس رایج معنوی» قرار دارد که تلاش میکند آن حقیقت مطلق را مخدوش کند. «ویروس رایج ۱» که آن را «نسبیت عام» نامیدیم در جهان پخش شده است تا حقیقت بنیادی یک که در در این درس توضیح دادیم را مخدوش کند. من و شما ولی کسانی را داریم که فرمودند:
اگر پرده کنار رود چیزی بر یقین من افزوده نخواهد شد.
شکر خدایی را که مرا در هیچ مرتبه از قرآن فرو نگذاشت.
کلاس حضوری
در لینک زیر کلاس حضوری که با موضوع این درس تشکیل شده است برای شما ارسال میشود.
اگر با مطالعه متن و صوت این درس مطلب برای شما کامل درک نشد، پیشنهاد میکنم کلاسی که با همین موضوع در آدرس زیر برگذار شده است را هم بشنوید: