دین تحقیقی
-خدایا من تو را گواه می گیرم
من از دین به در آمدم و دوباره دین پذیرفتم
از دین پدر و مادر و شناسنامه و جامعه و کشور و… از این دین به در آمدم و به تحقیق دین حق را یافتم. دینداری بنده، مسلمان بودن من ، علوی بودن من، دوازده امامی بودن من، شیعه جعفری بودن من، ای صاحب مُلک و ملکوت، تو را گواه می گیرم، به تقلید از پدر و مادر شهر و این ها نیست، خدا را شاهد میگیرم و الله العظیم به تحقیق است نه به تقلید! بهتر از این پیدا نکردم. اگر پیدا می کردم نهال وجودم را به دست آن بهتر می دادم. بهتر از این پیدا نمیکنید…
-اگر کسی حرف بهتری دارد بیاورد…
اگر کسی کتابی مانند آن دارد بیاورد. ما خدمت همه کتابهایشان رسیدهایم. جوان بودیم و وقت داشتیم همه را خواندیم. گفتند «اوستا» رفتیم اوستا را خواندیم، گفتند تَلمود یهود، گفتند عهد عتیق، عهد جدید و… اینها همه را تهیه کردیم به زبانهای گوناگون، فرانسهاش را، عربیاش را عبریاش را خواندیم و به اینجا رسیدیم که:
هزار نقد به بازار کائنات آرند
یکی به سکّه صاحب عیار ما نرسد!
همه آن کتاب ها را مطالعه کردیم. اینها مگر در مقابل قرآن حرفی برای گفتند دارند!
گفتن بر خورشید که من چشمه نورم
دانند بزرگان که سزاوار سُها نیست


